اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:یکشنبه 16 مهر 1391-08:51 ق.ظ

ازشانزدهمین سالگردی حضرت ایت الله بهشتی در کابل تجلیل شد !

آیت الله بهشتی(ره) از اکابر و اعاظم و پیشگامان جهاد بود که با وحدت طلبی و تلاش، توانست صف واحدی را به منظور مبارزه با متجاوزین بوجود آورند؛ تشکیل شورای انقلابی اتفاق اسلامی و دولت موقت سال 1358 در مناطق مرکزی  بخشی از کارنامه ی درخشان اوست.

شانزدهمین سالگرد ارتحال ملکوتی فقیه وارسته و مجاهد کبیرحضرت آیت الله بهشتی(ره) پس از فراخون ارسال بیش از بیست مقاله تحقیقاتی به دارالانشاء کمیسیون برگزاری مراسم یاد بود شانزدهمین سالروز درگذشت مرحوم آیت الله بهشتی(ره) از سوی بنیاد علمی، فرهنگی و خدماتی حضرت آیت الله سید علی بهشتی(ره)، قبل از ظهر روز جمعه 14 میزان 1391 مراسم با شکوهی در مسجد جامع مدرسه علمیه محمدیه شهید حضرت آیت الله العظمی  واعظ(ره) برگزار شد و در این مجلس باشکوه، رؤسای مجلسین شورای ملی، وزرای کابینه، وکلای پارلمان، علماء، رهبران و شخصیت های جهادی و سیاسی و هزاران تن از اقشار مختلف مردم شریف شهرکابل اشتراک کرده بودند.

پیام رئیس جمهور، جمهوری اسلامی افغانستان حامد کرزی توسط منشی عبدالمجید مشاور رئیس جمهوری در امور اجتماعی قرائت شد.

در این پیام از حضرت آیت الله بهشتی بعنوان روحانی برجسته و مصلح کشور آمده: حضرت آیت الله بهشتی یکی از روحانیون برجسته کشور ما بود. در دوران حیات پربارش، از مسند روحانیت به خدمت خلق الله پرداخت و شخصیت او در جامعه به حیث مصلح اجتماعی بازتاب وسیع داشت.

وی در قسمت دیگر پیام خویش گفت:  از کارنامه های ماندگار آیت الله بهشتی سهم او در جهاد افغانستان بود و او در بسیج مردم علیه تجاوز بیگانه و آزادی میهن کارهای ستودنی به فرجام رساند و بعد از ختم جهاد و پیروزی مردم افغانستان برمسند روحانیت استوار ترتکیه زد و از رخدادهای ناگواری که بعد رخ داد به دور ماند.

سخنرانان در این مراسم آیت الله بهشتی را شخصیت کم نظیر خوانده و کارنامه جهاد و انقلاب ایشان را بسیار پربار و طلایی خواندند.

اولین سخنران این مراسم آقای ابراهیمی ریاست محترم مجلس شورای ملی بود، او علمای دینی را وارثان پیامبران دانسته افزود، حضور پررنگ علمای دینی، در طول مبارزات آزادیخوای و استقلال طلبی مردم افغانستان در برابر استعمار و سلطه گران بیگانه، خصوصا نقش آیت الله بهشتی(ره) در دوران جهاد پرافتخار علیه تجاوز شوروی و در پیکار با حکومت کمونستی دست نشانده آن در رهبری و جهت بخشی سالم مبارزات، ثبت تاریخ درخشان کشور ما می باشد.

رئیس ولسی جرگه افزود: کمونیست ها از همان آغاز به قدرت رسیدن، اکثر علمای تراز اول کشور را دستگیر و به شهادت رساندند. در چنین شرایطی عده ای از علماء مخصوصا مرحوم حضرت آیت الله بهشتی(ره)  رسالت دینی خویش را فداکارانه جهت انجام داده و او یکی از بزرگان جهاد علیه دین ستیزی، تجاوز استبداد و بی عدالتی ها در مناطق مرکزی کشور عزیزما می باشد. 

وی افزود: چنانچه جهاد مردم مسلمان افغانستان در مناطق مرکزی، با پیشگامی و رهبری علما و روحانیون شان، مخصوصا آیت الله بهشتی(ره) شروع و اداره شده و ماهیت دینی داشت که علاوه برسازماندهی مردم در جهاد علیه تجاوز گران و ایادی آنها، مقابله با انواع تبعیض و بی عدالتی های اجتماعی و دفع استبداد سیاسی را نیزهدف خود قرار داده بود.


ادامه مطلب

نوع مطلب : گزارشات 

تاریخ:دوشنبه 10 مهر 1391-09:17 ق.ظ

ارزش ومسئولیت معلم دریک جامعه !

آموزش، از شئون الهی است و خداوند، این ویژگی را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تربیت، به صورت یکی از سنت‌ های نیک آفرینش در آمد. معلمی، کرامتی سترگ و تحفه ‌ای آسمانی است که خداوند به انسان داده است. از زلال وجود معلم، نهال ‌های تشنه دانش، در کویر نادانی سیراب می‌شوند. ‏
معلمی در قرآن به عنوان جلوه‌ ای از قدرت بی ‌پایان الهی، نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی دانسته شده است "معلم اوّل، خدای تبارک و تعالی است.... به وسیله وحی، مردم را دعوت می‌کند به نورانیت، دعوت می‌کند به کمال، دعوت می‌کند به محبت، دعوت می‌کند به مراتب کمالی که از برای انسان است.
پیامبر بزرگ اسلام میفرماید "در میان صدقه ‌هایی که مردم می‌دهند، هیچ صدقه ‌ای ارزنده ‌تر از یاد دادن علم و دانش نیست "...


ادامه مطلب

نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی 

تاریخ:جمعه 7 مهر 1391-11:01 ق.ظ

عملکرد مجلس در قبال قانون اساسی !

بعد از پیروزی مردم افغانستان و حمایت جامعه جهانی از این کشور افغانستان وارید یک مرحله جدید شد .

مجلس نماینده گان افغانستان که نهاد قانون گذار از ان یاد میشود مسولیت بزرگ بدوش دارند  یعنی تصویب قوانین ، نظارت از کار کردهای حکومت ، و موضوعات مهم دیگر.

مجلس نماینده گان دوره شانزده هم ، کارش را با سنگ اندازیهای  حکومت اغاز نمود سال کاری دوم شان را  سپری می کند. اما در این دوسال کاری، مجلس نماینده گان چه دست آورد های داشته  مورد بحث است . نماینده گان ملت بعد از جارجنجال های انتخاباتی  کمی نفس راحت تر کشید و در این فرصت سپری شده در تصویب قوانین،  نظارت برکار کرد  های حکومت  و تصمیم گری های ملی خیلی  موفق نبوده است ،  مجلس نماینده گان که از آن به خانه ملت هم  یاد میشود در بسیاری از وضعیت های پیش امده در کشور ملی عمل نکرده و انتظارات مردم افغاستان برآورده نشده  است ، امروز طبق قانون اساسی کشور بستر های قانون گذاری ، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی در کشور که یک بخش کلان شان متوجه مجلس نمیانده گان میشود  مجلس ناکام بوده است..


ادامه مطلب

نوع مطلب : سیاسی 

تاریخ:جمعه 7 مهر 1391-10:54 ق.ظ

آزادی بیان ؛ یا آزمایش ؟

بیشتر از  چند هفته است كه ملت های مسلمان نسبت به نشر بخش هایی از فلم اهانت آمیز به پیامبر بزرگ  اسلام  (ص)، در اكثر كشور های اسلامی تظاهرات نموده اند. هفته های  قبل این فلم كه ساخته «سام باسیل» كارگردان صهیونیستی امریكایی میباشد، توسط یك كشیش امریكایی  غرض ترویج این فلم، پخش گردید. پس از  نشر این فلم، اكثر كشورهای اسلامی مانند: مصر، اندونیزیا، عربستان، پاكستان، ایران، افغانستان و باقی كشورها اسلامی، تظاهرات بر پا شد و واكنش های جدی از خود نشان داده، خواهان مجازات كشیش امریكایی و سازنده این فلم شدند. این واكنش باعث شد كه در لیبیا  سفیر امریكا وسه دیبلومات این كشور بدست مظاهره كنندگان خشمگین كشته شود..



ادامه مطلب

نوع مطلب : سیاسی 

تاریخ:جمعه 7 مهر 1391-10:41 ق.ظ

کرزی میرود ، اما پس از کرزی؟

2014 تاریخ سرنوشت ساز برای مردم افغانستان است. اما چیزی که مهم است بعد از 2014   نگرانی هایی از آینده این کشور وجود دارد.  از سال 2001 که آمریکا به همراه 50 کشور دیگر به افغانستان لشکر کشی کرد، همگان منتظر بودند تا با تشکیل دولت انتقالی و بعد دو دوره ریاست جمهوری محترم کرزی، کابل تبدیل به پاریس دوم شود و به بیست سال جنگ و خونریزی داخلی خاتمه داده شود اما متاسفانه اینگونه نشد که هیچ، ده سال دیگر بر ادامه جنگ افزوده شد.  حال این سوال مطرح است که به راستی آینده افغانستان در سالهای آتی چگونه خواهد بود؟ رئیس جمهور آینده در چه وضعیتی ریاست دولت را بر عهده می گیرد؟ آیا دولت بعد از دولت کرزی می تواند تحولی در کشور به وجود آورد یا آن دولت هم یک حکومت وابسته به غرب خواهد بود؟ آیا آمریکا موفق به سر و سامان دادن این اوضاع آشفته می شود یا خیر؟ اگر از اظهار نظر راجع به اینکه رئیس دولت آینده چه کسی است، منصرف شویم با حقیقتی تلخ مواجه می گردیم که شاید کمتر به آن توجه شده است. آن هم اینکه طی این یازده سال قریب به پنجاه میلیارد دالر از سوی جامعه جهانی به افغانستان کمک واریز شده تا اوضاع بهبود یابد.. .


ادامه مطلب

نوع مطلب : سیاسی 

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-03:12 ب.ظ

تحول جوامع متفاوت است !

تردید دارم که در سیاره زمین هنوز هم جوامعی وجود داشته باشند که تسلیم اقتضائات تمدن اروپایی که جهان امروز را یکسره در تسخیر دارد نشده باشند. نهادهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی دنیای متمدن تا آنجا انسان جدید را محاصره کرده اند که اصلآ تصور دیگری از «حیات بشری» جز اینکه هست ندارد. بچه ها در میان خانواده هایی به دنیا می آیند که عادات و فرهنگ ملازم با همین صورت خاص از از زندگی بشری را به ناچار پذیرفته اند. تلویزیون ها در واقع امر با یک آنتن مشترک در سراسر جهان به یک فرستنده مرکزی متصلند .  که یک پیام مشترک جهانی را به جذاب ترین صورت ها ارائه می دهد..
کودکان پای تلویزیون ها رشد می کنند و به مهد کودک ها ،کودکستان ها و مدارس و دانشگاه هایی می روند که باز هم از آموزش پرورش و تعلیم و تعلم هیچ تصور دیگری جز این که هست ندارند. این آموزشگاه ها، از مهد کودک تا دانشگاه ،متعهدند که شهروندان خوب و مطیع و کاملاً استندرد برای دهکده جهانی تربیت کنند _ و چنین می کنند. بالاخره ضرورت معاش جوانان را _ تحصیل کرده و یا تحصیل ناکرده_ به صورتی جابرانه و مکانیکی به درون نهاد هایی اجتماعی می راند که بر سراسر سطح کره زمین گسترده اند و با یک مکانیسم واحد و در خدمت غایاتی مشترک اداره می شوند . تمدن نهادی شده غرب که موفق شده است فرهنگ خویش را به صورت اشیای  هدفمند و نظامی تکنولوژیک که روز به روز به آخرین مراحل اتوماسیون -خودکاری - و دقت ریاضی وار نزدیک می شود در آورد و از طریق متدولوژی و ابزار پیچیده اتوماتیک جهان را تسخیر کند، مطلقاً اجازه نمی دهد که هیچ یک از افراد بشر صورت دیگری از حیات را جز این که اکنون هست تجربه کنند. و بنابراین ، وضع انسان در برابر حیات یک وضع «جبری» است. او حق انتخاب ندارد و بنابراین ، اصلا آزاد نیست. ازادی در اختیار انتخاب است ، در اراده آزاد ، و حال که که بشر نمی تواند هر طور که خود می خواهد زندگی کند و از این بدتر ، حتی کم ترین امکان شناخت صورت های دیگری از زندگی انسانی را از دست داده است، چگونه باید از آزادی و اختیار سخن گفت؟

چرا هیچ یک از انقلاب های پا گرفته در این سوی کره زمین امکان نیافته اند که پس از پیروزی، به فرهنگ مستقل خویش و نهادهای اجتماعی متناسب با آن روی بیاورند و به نا گزیر ، در یک مقابله فرسایشی ، رفته رفته معیارها و مقیاس های تمدن غربی را پذیرفته اند ؟ چرا چنین است؟ تمدن امروز کلیت و شمولیتی دارد که آن را تجزیه ناپذیر می سازد. خیلی از این انقلاب ها   بعد از پیروزی به این توهم دچار آمده اند که می توانند فرهنگ مستقل خویش را با تکنو لوژی غربی و برنامه های جذاب غرب برای توسعه اقتصادی جمع آورند، حال آنکه این امر عملآ ناممکن است..
هر چه  تصور کنیم  بیش تر می توان صورت های متناقض نهفته در باطن تمدن تکنولوژیک را آشکارا دید. تمدن امروز ذاتاً گرفتار تناقض است و از زمره جدی ترین این تناقض ها آن است که بشر متمدن در عین انکه در جهان «محاکمه» کافکا می زید و از هیچ حق انتخابی برخوردار
 نیست. جامعه محیط بر خویش را باز و آزاد می انگاردکافکا راست می گوید : لازمه عمل مسئولانه آزادی است، و در جهان کنونی انسان با زنجیر به دنیا می آید ، زنجیر هایی نادیدنی که او را خواه ناخواه و بی آنکه بداند، به سوی غایاتی که ملازم با تمدن کنونی است می کشانند. این تناقض هنگامی خود را به صورت تمام نشان می دهد که بدانیم همین بشری که جامعه محیط بر خود را «باز» می داند و به تقدیس آزادی روی می آورد ، در هیچ یک از ادوار حیات خویش بر کره زمین تا این اندازه که امروز هست اسیر و برده نبوده است ؛ نه فقط برده نفس اماره خویش ، بلکه زندانی تمدنی که افراد بشر را از گهواره تا گور به بند کشیده است. 


ادامه مطلب

نوع مطلب : سیاسی 

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-03:02 ب.ظ

علی (ع) نمونه یک انسان کامل!

گرچه علی(ع)  روح بزرگی بود در كالبد تنگ جهان و جامعه دوران علی شایستگی ایشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفیت آن مردم بود، اما وقتی نام رفتار علوی یا دولت علوی را می‌شنویم، باید متوجه باشیم كه سخن از یك شخص، هر چند بزرگ، در میان نیست؛ بلكه گفتگو از یك مكتب است كه علی نمونه بارز و برجسته تربیت شده این مكتب می ‌باشد. مكتبی كه بنیانگذارش پیامبر بزرگ خدا بود و ایشان شاگرد برجسته آن مكتب. او از پیامبر آموخت كه جامعه دینی جامعه‌ای است كه بدون لكنت زبان بشود حق ضعفا و محرومین را و طبقات پایین جامعه را كه معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت.

روایت از ایشان نقل شده كه فرمودند: «انی سمعت رسول الله. یقول فی غیر مره» من شنیدم كه به شكل متواتر در موقعیت‌های مختلف، پیامبر این نكته را به زبان آورد كه: «لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع» آن امت و جامعه‌ای كه حق ضعیفان را نشود بدون لكنت زبان و بدون ترس از اقویا و صاحبان قدرت و ثروت مطالبه كرد، قابل تقدیس و پاكیزه نیست. اینها در واقع تعریف جامعه دینی است. از زبان پیامبر اكرم كه استاد و مربی علی بن‌ابی طالب است وحضرت  فرمود: «اناعبد من عبید محمد(ص) ». یعنی  من بنده‌ای از بندگان محمدم و مثل برده در برابر محمدم. یعنی هر چه دارم از اوست. در قاموس علی ‌بن‌ابی ‌طالب (ع) دولت دینی، ضامن عدالت دینی، ضامن حدود خدا، قوانین خدا و حقوق مردم است. حریم مردم، حریم خداست و حق‌الله؛ منتهی با تعریف دینیش نه با تعریف ماتریالیستی، تعریف لیبرالی و تعریف ماركسیستی‌اش تجاوز به حریم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حریم خداست.

این منطق علی ‌بن‌ابی ‌طالب است و بارها در نهج‌البلاغه به تعابیر مختلف آورده‌اند. و باز ایشان از پیامبر اكرم نقل كرده‌اند كه پیامبر فرمود: «من قتل دون حقه فهو شهید». هر كس برای  دفاع از حق وحقوقش، چه حقوق معنوی یعنی كرامت و عزت انسانیش و چه حقوق مادی اش، یعنی در مبارزه با ظلم كشته بشود شهید راه خداست. این یكی از پاسخها به كسانی است كه بارها گفته‌اند و می‌نویسند دین سراسر تكلیف است وحق و حقوق در دین اكرام نشده. چطور از حق و حقوق بشر در دین صحبتی  نشده وقتی  كه پیامبرش می‌گوید: اگر در راه دفاع از حقوقتان كشته بشوید، انگار در راه خدا كشته شده‌اید. شهیدید مثل آنهایی كه در جنگ احد و خندق در ركاب حضرت محمد شمشیر زدند و كشته شدند. منتهی نه حقوق تنها. حقوق توام با تكلیف. حقوقی كه متقابلاً منشا مسئولیتهایی است. در دیدگاه‌های توتالیتر و نظامهای استبدادی مردم فقط تكلیف دارند و حقوقی ندارند. در نظامهای ماتریالیستی و لیبرال سرمایه‌داری كه بر اساس غرایز انسان بنا شده مردم طبق ادعای تئوریك، فقط حقوق دارند و از مسئولیت‌های انسان نباید حرف زد. شما تا از مسولیت و تكلیف حرف بزنی متهم می شوی  به نقض حقوق بشر و به محض اینكه از آرمان‌ها و حدود ارزش حرف بزنی متهم می ‌شوی به تئوریزه كردن خشونت. اما در تفكر علی بن‌ابی ‌طالب همه انسانها بدون استثناء حقوقی دارند و وظایف و مسئولیت‌هایی   به اندازه‌ای  كه به مسئولیت‌ها عمل می ‌كنند، حقوق برای آنها حتما محترم است و به اندازه‌ای كه از حقوق استفاده می كنند مسولیت‌هایی  دارند كه باید به آن تن در دهند. مسئولیتهایی  در برابر خدا، در برابر مردم و در برابر حق و سرنوشت خودشان. بنابراین می بینید كه بین مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق مردم با راه خدا و شهادت در راه خدا، یك پیوند عقیدتی  در منطق علی ‌بن‌ابی طالب (ع) برقرار است .

این تعریفی كه از جامعه دینی که اینجا امد ، پیامبر در باره‌اش فرمود: هیچ كس به اندازه علی قدرت ایجاد چنین سیستمی و ساختن پرداختن چنین جامعه‌ای را ندارد و بنابراین خداوند او را بعنوان وصی و خلیفه بعد از من نصب كرد و پیامبر در روز غدیر خم، این را به مردم ابلاغ كرد كه مردم« علی ‌ اقواكم علی  هذل الامر» یعنی هیچ كس به اندازه علی نخواهد توانست چنین جامعه‌ای را بسازد و لذا او حق خلافت دارد. لذا او از طرف خداوند به حاكیمت منصوب شده. این انتصاب ملاكش چیست؟ این است كه او بیشتر از همه به حقوق مردم وفا می‌كند و بیشتر از همه به مردم برای رسیدن به كمالات دنیوی و آخروی ‌شان كمك می‌كند. همین منطق است كه ایشان در خطبه 132 نهج‌البلاغه در مانیفست حكومتی شان می فرمایند: درحكومت اسلامی  كسی كه بخیل است و حرص می ‌ورزد و چشم كج در مال مردم و نگاه تحقیر‌آمیز به حقوق مردم دارد، نباید مسؤول باشد. افراد جاهل و قشری و عوام حق ندارند وارد حكومت دینی بشوند. «و لا الحافی و لا الحسائف و لا المرتشی». رشوه خواران «ولا المعطل للسنه». آنهایی كه سنت خدا و پیامبر را تعطیل می‌كنند؛ یعنی در حكومت با قانون بازی می كنند و هر جا و هر وقت دلشان بخواهد قانون الهی را اجراء می كنند و هر جا دلشان می خواهد اجرا نمی‌كنند. فرمود من به اینها اجازه نمی ‌دهم در حكومت دینی وارد بشوند. من نمی ‌گذارم فاسدها و باندهایی بی ‌تقوا بر جان و مال و حقوق مردم مسلط بشوند. تا زنده‌ام نمی ‌گذارم افراد بخیل و حریص به مال مردم، آدمهای دنیا طلب و عیاش و پرخور بر مردم حكومت كنند و وارد دولت بشوند. نمی ‌گذارم افراد نادان و قشری و جاهل بر سر كار بیایند تا جامعه را منحرف كنند. «الجاهل یضلهم بجهله». اگر جاهلان و سفها، افراد سخیف و نادان بر سر كار بیایند، جامعه را منحرف می‌كنند و نمی گذارم افراد زورگو و مستبد بر مردم مسلط شوند تا با بیعدالتی  حكم برانند و اموال مردم و فقرا را بالابكشند و همه چیز را توجیه كنند و افراد بی ‌زبان و نجیب را در جامعه محروم كنند.«یقطعهم بجفائه». نمی ‌گذارم رشوه‌خواران در مدیریت‌های حكومت نفوذ كنند تا حقوق مظلومین فراموش شود. «المرتشی فی الحكم». نمی ‌‌گذارم قاضی‌های  رشوه‌خوار بر گردن مردم سوار شوند تا مردم را نابود و سنت پیامبر را تحقیر كنند. فرمود: منطق من در حكومت این است و هر كس با من است بسم‌ الله….. هر كس بر من است باز هم بسم الله

 در روایت دیگری فرمود: بدترین حاكمان و دولتمردان آنها هستند كه حب‌الفخر دارند. حب‌الفخر یعنی  همین جاه‌طلبی ، شهرت‌طلبی  ، شهرت پرستی  و خود را از مردم بالاتر دیدن. فرمود در حكومت اسلامی  حاكمان حق ندارند از بالا به مردم نگاه كنند و مردم را پایین‌تر از خودشان بدانند و ببینند. فرمود:من با حاكمان متكبر نمی ‌توانم كنار بیایم و همه آنها را یا اصلاح و یا حذفشان می كنم.... 


ادامه مطلب

نوع مطلب : سیاسی 

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-02:43 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام. پانزدهم وپایانی










بخش پانزدهم و پایانی
زهد در اسلام‌ دو جنبة‌ روحی‌ و عملی‌ دارد. زهد روحی‌ به‌ معنای‌ دل‌کندن‌ از دنیا و مظاهر آن،‌ مانند ثروت‌ و قدرت‌ و مقام‌ است‌؛ یعنی‌ خود را به ‌آن‌ها وابسته‌ نکند و به‌ دنیاپرستی‌ مبتلا نشود. روشن‌ است‌ که‌ زهد به‌ این‌ معنا با داشتنِ‌ ثروت‌ و تصدّیِ‌ پست‌ و مقام،‌ هیچ‌ منافاتی‌ ندارد و مصداق روشن‌ آن‌، برخی‌ از پیامبران‌ و اولیا اند. زهد عملی‌ به‌ معنای‌ کم‌ کردن‌ بهره‌مندی‌ از نعمت‌ها و ترک‌ پار‌ه‌یی‌ از لذّت‌هاست‌. شواهد فراوانی‌ نشان‌ می‌دهد آن‌چه‌ مورد تأکید اسلام‌ است‌، جنبة‌ روحی‌ زهد است‌ که‌ از عالی‌ترین‌ صفات‌ مؤمن‌ بوده‌، موجب‌ آزادی ‌انسان‌ از اسارت‌ نفس‌ و دل‌بسته‌گی‌ به‌ مظاهر دنیاست‌.
۴٫ توکّل‌
چنان‌‌که‌ در بحث‌ عوامل‌ فقر گفته‌ شد، یکی‌ از اسباب‌ فقر، تنبلی‌ و کسالت ‌است‌. در بحث‌ پیش‌گیری‌ و درمان‌ فقر نیز بر تقویت‌ روحیة‌ تلاش‌ و فرهنگ ‌کار در جامعه‌ تأکید کردیم‌. از طرفی‌ می‌بینیم‌ آثار دینی،‌ به‌ توکّل‌ و اعتماد بر خداوند توجه‌ فراوان‌ کرده‌، این‌ امر را از مکارم‌ اخلاق و مظاهر ایمان ‌شمرده‌اند. هم‌چنین‌ این‌ مطلب‌ که‌ روزی‌ هر کس‌ تعیین‌ شده‌ و مقدّر است‌ و دربارة‌ آن‌ هیچ‌ نگرانی‌ روا نیست‌، مورد تأکید آیات‌ قرآن‌ و روایات‌‌ قرار گرفته‌ است‌.
«هیچ‌ جنبنده‌یی‌ بر روی‌ زمین‌ نیست‌ مگر این‌که‌ خداوند روزی‌ او را تضمین‌کرده‌ است‌.»
در روایتی‌ از پیامبر اکرم ‌(ص) می‌خوانیم‌: «نگران‌ روزی‌ فردا نباش‌؛ زیرا هر فردایی‌ همراه‌ با روزی‌ خود می‌آید.»
این‌ مسأله‌ را شاعران‌ چنین‌ به‌ رشتة‌ نظم‌ کشیده‌اند:
یکی‌ طفل‌ دندان‌ برآورده‌ بود
پدر سر به‌ فکرت‌ فرو برده‌ بود
که‌ من‌ نان‌ و برگ‌ از کجا آرمش
‌مروت‌ نباشد که‌ بگذارمش‌
چو بی‌چاره‌ گفت‌ این‌ سخن‌ نزد جفت‌
نگر تا زن‌ او را چه‌ مردانه‌ گفت‌
مخور هول‌ ابلیس‌ تا جان‌ دهد
هر آن‌‌کس‌ که‌ دندان‌ دهد نان‌ دهد
اکنون‌ پرسش‌ این‌ است‌ که‌ با وجود داشتن‌ وکیل‌ توانایی‌ چون‌ خداوند و تضمین‌ روزی‌ به‌ وسیلة‌ او، چه‌ نیازی‌ به‌ کار و تلاش‌ وجود دارد؟
اصولاً با توجه‌ به‌ اعتقاد به‌ روزی‌ معین،‌ تلاش‌ فرد هیچ‌‌گونه‌ نقش‌ و اثری نخواهد داشت‌ و بدیهی‌ است‌ که‌ چنین‌ بینشی‌ افراد را غیر مسوول‌ و بی‌تفاوت‌ و امور تولیدی‌ را راکد می‌سازد و خمودی‌ و بی‌نشاطی‌ را در جامعه‌ حاکم ‌می‌گرداند و در نهایت‌ فقر را گریبان‌گیر جامعه‌ می‌سازد...


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-02:29 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام. چهاردهم

بخش چهاردهم

اعتقاد به‌ قضا و قدر، مستلزم‌ جبر نیست‌؛ زیرا این ‌استلزام‌ در صورتی‌ است‌ که‌ خود بشر و ارادة‌ او را در کارها مؤّثر ندانیم‌ و قضا و قدر را جانشین‌ ارادة‌ بشر به‌ شمار آوریم‌. در صورتی‌ که‌ در نظر سوم ‌گفتیم‌، سرنوشت‌ هر موجودی‌ با علل‌ متقدم‌ خود (و از جمله‌ اراده‌ و نیروی ‌بشر) بسته‌گی‌ دارد. بنابراین‌، می‌توان‌ چنین‌ نتیجه‌ گرفت‌ اگر بینش‌ دین‌ این‌ باشد که‌ سرنوشت‌ هر ملّتی‌ از قبل‌ تعیین‌ شده‌ است‌ به‌ گونه‌یی‌ که‌ ناگزیر به‌ این ‌سرنوشت‌ می‌رسد، چنین‌ قضا و قدری‌ با کار و تلاش‌ و فقرزدایی‌ منافات‌ دارد. ولی‌ بینش‌ دین‌ چنین‌ نیست‌. دین‌ می‌گوید: اختیار ملت‌ها نیز در سلسلة‌ علل ‌سرنوشت‌ آن‌ها قرار دارد و اختیار عنصری‌ است‌ که‌ حرف‌ آخر را در تعیین ‌سرنوشت‌ می‌زند.
تفاوت‌ دیگر جهان‌ بینی‌ الهی‌ و نگرش‌ مادّی‌ در مسالة‌ قضا و قدر این ‌است‌ که‌ به‌ اعتقاد مادّه‌گرایان‌، قضا و قدر صرفاً عینی‌ است‌؛ یعنی‌ سرنوشت ‌یک‌ موجود در علل‌ گذشته‌ تعیین‌ می‌شود، بدون‌ آن‌که‌ علل‌ از کار و خاصیت‌ خود آگاهی‌ داشته‌ باشند؛ ولی‌ از نظر یک‌ الهی‌ قضا و قدر در عین‌ عینی‌ بودن،‌ علمی‌ نیز هست‌؛ یعنی‌ علل‌ از خود و کار و خاصیت‌ خود آگاهی‌ دارند. آن ‌علل‌ در مکتب‌ الهی‌، کتاب‌ و لوح‌ و قلم‌ و… نامیده‌ می‌شود. ولی‌ نزد مادّه‌گرایان‌ چیزی‌ که‌ شایستة‌ این‌ نام‌ها باشد، وجود ندارد. در تفاوت‌ میان‌ قضا و قدر علمی‌ و عینی‌ گفته‌ شده‌: «قضا و قدر عینی‌ به‌ معنای‌ انتساب‌ سیر تدریجی‌ پدیده‌ها و نیز انتساب ‌تحقق‌ عینی‌ آن‌ها به‌ خداوند متعال‌ است،‌ اما قضا و قدر علمی‌ به‌ معنای‌ علم‌ خدا به‌ فراهم‌ شدن‌ مقدمات‌ و اسباب‌ و شرایط‌ پیدایش‌ پدیده‌ها و نیز علم‌ به‌ وقوع‌ حتمی‌ آن‌هاست‌.»
اعتقاد به‌ این‌‌که‌ خداوند به‌ همة‌ پدیده‌ها علم‌ ازلی‌ دارد، از آغاز سبب ‌مباحث‌ فراوان‌ شد و یکی‌ از علل‌ اصلی‌ گرایش‌ اشاعره‌ به‌ جبر به‌ شمار می‌آید. چنان‌‌که‌ یکی‌ از شاعران‌ آن‌ها می‌گوید:
می‌ خوردن‌ من‌ حق‌ ز ازل‌ می‌دانست‌ / می‌ گر نخورم‌، علم‌ خدا جهل‌ بود
متکلمان‌ معتزلی‌ بدین‌ شبهه‌ها پاسخ‌هایی‌ داده‌اند که‌ بی‌اشکال‌ نیست‌. هرچند این‌ گروه‌ آزادی‌ انسان‌ در کردار را معتقد اند؛ اما این‌ اعتقاد سبب‌ شده‌ او را مستقل‌ در تصرّف‌ بپندارند و به‌ تفویض‌ اعتقاد یابند که‌ خود باوری‌ باطل ‌است‌...


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-02:26 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام. بخش سیزدهم










بخش سیزدهم

۱٫ اعتقاد به‌ سرنوشت‌ و قضا و قدر
قضا و قدر که‌ همواره‌ ذهن‌ بشر را به‌ خود مشغول‌ داشته‌، در شمار پیچیده‌ترین‌ مسایل‌ فکری‌ و فلسفی‌ جای‌ دارد. این‌ مساله‌ از آن‌ جهت‌ حایز اهمیت‌ و حسّاسیت‌ ویژه‌یی‌ است‌ که‌ دربارة‌ پرسش‌ زیر سخن‌ می‌گوید:
«آیا انسان‌ می‌تواند در سرنوشت‌ و تأمین‌ سعادت‌ آینده‌ و رسیدن‌ به‌ اهداف ‌مورد نظر خود دخالت‌ داشته‌ باشد، یا تحت‌ سلطة‌ قدرتی‌ نامریی‌ و فوق‌العاده ‌مقتدر بوده‌، چون‌ ابزاری‌ بی‌اراده‌ عمل‌ می‌کند و خواه‌ ناخواه‌ به‌ آن‌چه ‌سرنوشت‌ حتمی‌ اوست‌، می‌رسد؟
بدیهی‌ست‌ اخلاق و رفتار کسی‌ که‌ خود را دست‌بسته‌ و بی‌اختیار می‌داند، با کسی‌ که‌ خویشتن‌ را حاکم‌ بر سرنوشت‌ خود و تعیین‌‌کنندة‌ آن‌ می‌شمارد، متفاوت‌ است‌؛ زیرا اوّلی‌ به‌ صورت‌ شخصی‌ فعّال‌، بانشاط‌ و امیدوار در صحنة‌ اجتماع‌ ظاهر می‌شود و دوّمی‌ به‌ تنبلی‌، بی‌نظمی‌ و سستی‌ در کارها گرایش‌ داشته‌ و اگر مورد اعتراض‌ قرار گیرد، پاسخ‌ می‌دهد: آن‌چه‌ باید بشود می‌شود و من‌ در آن‌ نقشی‌ ندارم‌. در کنار اعتقاد به‌ قضا و قدر، در باور بسیاری‌ از مردم‌، مساله‌یی‌ به‌ نام‌ شانس‌ یا بخت‌ و اقبال‌ وجود دارد که‌ آن‌ را منشای پیدایش‌ بسیاری‌ از حوادث‌ می‌دانند و حتا‌ سستی‌، تنبلی‌، بی‌نظمی‌ و کوتاهی‌خود را با آن‌ توجیه‌ می‌کنند. این‌ اعتقاد نه‌ تنها در میان‌ تودة‌ مردم‌، بلکه‌ گاه‌ در آثار ادبی‌ و اندیشه‌های‌ شاعران‌ نیز دیده‌ می‌شود.
رواج‌ چنین‌ برداشت‌هایی‌ در میان‌ مسلمانان‌، این‌ بهانه‌ را به‌ دست‌ گروهی ‌از مستشرقان‌ و دانشمندان‌ غربی‌ داده‌ است‌ که‌ گاه‌ در نوشته‌های‌ خود، اعتقاد به ‌قضا و قدر را بزرگ‌ترین‌ عامل‌ عقب‌مانده‌گی‌ مسلمانان‌ بشمارند و چنان‌ وانمود کنند که‌ اعتقاد به‌ جبر از لوازم‌ تفکر اسلامی‌ است‌. برای‌ مثال:‌ «سان‌ کلیف‌« اعتقاد به‌ قضا و قدر را علّت‌ عقب‌مانده‌گی‌ مسلمانان‌ می‌داند. البته‌ او پی‌ برد که‌ به‌‌رغم‌ اعتقاد مسلمانان‌ به‌ از پیش‌ مقدّر بودن‌ عمر انسان‌، درمانگاه‌های ‌منطقة‌ مورد بررسی‌ وی‌ همواره‌ آکنده‌ از بیمار است‌. آن‌گاه‌، به‌ دلیل‌ ناتوانی ‌از درک‌ نکات‌ ظریف‌ این‌ موضوع‌، کوشید با این‌ سخن‌ که‌ مردم‌ آن‌ ناحیه‌ تنها به‌ زبان‌ به‌ نظام‌ عقیدتی‌ اسلام‌ اعتقاد دارند، تضادّ گفتار و رفتار آن‌ها را برطرف‌ سازد.
چنان‌که‌ ملاحظه‌ می‌شود، برداشتی‌ چنین‌ عامیانه‌ از مسالة‌ سرنوشت‌ و قضا و قدر، منشای یکی‌ از شبهات‌ اساسی‌ در مسالة‌ توسعه‌ به‌ طور عام‌ و در پدیدة‌ فقرزدایی‌ به‌ طور خاص‌ شده‌ است‌. پیش‌ از پاسخ‌ دادن‌ به‌ اصل‌ شبهه‌، اشاره‌یی‌ کوتاه‌ به‌ منشای پیدایش‌ پندارهایی‌ چنین‌ انحرافی‌ و مسخ‌ مفاهیم ‌ارزش‌مند دینی،‌ بسیار سودمند می‌نماید. بدیهی‌ است‌ که بررسی‌ تفصیلی‌ این‌مساله‌، که‌ ابعاد گوناگون‌ فلسفی‌، کلامی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ و حتّا‌ اقتصادی ‌دارد، مجالی‌ مستقل‌ می‌طلبد.
عوامل‌ پیدایش‌ تفکّر منفی‌ دربارۀ‌ قضا و قدر
قضا و قدر از مسایل‌ ریشه‌داری‌ است‌ که‌ پیش‌ از اسلام‌ نیز مطرح‌ بوده‌ است‌ و در صدر اسلام‌ هم‌ یکی‌ از بحث‌های‌ حاّد شمرده‌ می‌شد. بنابراین‌، اصل‌ مساله،‌ یک‌ مجهول‌ فلسفی‌ و فکری‌ است‌ و هر فردی‌ که‌ استعداد اندیشیدن‌ در مسایل‌ کلی‌ داشته‌ باشد، خواه‌ ناخواه‌ بدان‌ می‌اندیشد؛ ولی‌ عواملی‌ موجب ‌برداشت‌ انحرافی‌ از آن‌ شده‌ است‌. یکی‌ ازاین‌ عوامل‌، استفادة‌ سیاسی‌ سیاست‌مداران‌ و حکومت‌های‌ ستم‌پیشه‌ است‌. آن‌ها با نسبت‌ دادن‌ کارهای‌شان‌ به‌ خدا و سرنوشت‌، ستم‌های‌ فراوان‌ خود را توجیه‌ می‌کردند. تاریخ‌ نشان‌ می‌دهد این‌ مسأله‌ ابزاری‌ در جهت‌ تداوم‌ سیاست‌های‌ بنی‌امیه‌ بوده‌ است‌. آن‌ها به‌ طور جدّی‌ از مسلک‌ جبر حمایت‌ می‌کردند و طرفداران‌ اختیار را، به‌عنوان‌ مخالفان‌ عقاید دینی‌ می‌کشتند یا به‌ زندان‌ می‌افکندند.
شبلی‌ نعمان‌، از مورّخان‌ علم‌ کلام‌، دربارة‌ سوء استفاده‌ از این‌ عقیده‌ درزمان‌ امویان‌ می‌نویسد:....


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 



  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic