اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:چهارشنبه 27 مهر 1390-11:03 ق.ظ

جوانان وبحران هویت :

موضوع این نبشته دین و بحران هویت جوانان است . بحران هویت از مقولات مهم در عصر جدید و مورد تاکید در دهه های اخیر در سراسر جهان است و در سطح جهان و کشورهای گوناگون با رویکردهای متفاوت مورد بحث و کاوش های فراوان قرار گرفته و مقالات متعددی در این باره به نگارش در آمده است . چالش بحران هویت هم بعد روان شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی . طبیعتا همه فرهنگ هایی که با این چالش بزرگ دست بگریبانند، باید در صدد شناخت آن به صورت همه جانبه برآیند و در جامعه های دین دار علاوه بر آن پرسش از موضع دین در برابر این معضل روانی و اجتماعی نیز رخ می نماید . .در ابتدا می خواهم تعریف از هویت داشته باشیم

 : هویت:    

  بازشناسی مفهوم هویت نیازمند عطف توجه به «شخصیت » است، شخصیت عبارت است از مجموعه ای از خصوصیات مختلف فرد مانند ساختمان بدنی، خلق، رفتار، علایق، گرایش ها، توانایی ها و استعدادهای وی، و برآیند این مجموعه از ویژگی های آدمی . هویت در واقع، همان شخصیت است که مورد آگاهی درونی قرار گرفته است . احساس شخصیت را می توان هویت نامید . این نکته را باید مورد دقت قرار داد که شخصیت و هویت آدمی امری فراتر از شخصیت و هویت مکانیکی است، هویت آدمی وابسته به عناصر بی شماری است اما همه آن ها در پرتو نگاه و نگرش وی به خویشتن و جهان شکل می گیرد، تفسیری که فرد از خود و هستی تولید می کند سازنده هویت او خواهد بود . از سوی دیگر، قوام هستی و شخصیت به معنی داری زندگی است، و معنی داری حیات و چگونگی آن در سایه نگاه، نگرش و تفسیر فرد از خود و هستی و اولویت گذاری های ارزشی شکل می یابد . با توجه به این تعریف، باید بر دو نکته تاکید کرد:

 1- هویت امری عقلانی و عاطفی است  و تفسیری است سنجیده و قانع کننده از شخصیت و ابعاد آن و هستی و معنای زندگی...

.2- هویت از یکسو امری درونی.  

است و از سوی دیگر وابسته عوامل فراوان بیرونی است که بر نگرش و تفسیر آدمی اثر می گذارد اما در این میان ذکری میان هویت وبحران ضروری است: بحران و هویت: سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامون و رعایت نرم های اجتماعی و نیز تفسیر متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزش هاست، هنگامی که در این فرایند خللی و کاستی و چالشی پدیدار شود، نابه هنجاری و اضطراب روانی نمودار خواهد شد، و آن گاه که این اختلال مضاعف شود و پیامدهای ویرانگری بیافریند، می توان آن را «بحران » نامید . از این رو، هویت سالم و آرام در جایی معنی می یابد که شخص از نگرش یک دست و سنجیده ای از خویشتن و جهان بهره مند باشد و عناصر سازنده شخصیت وی از تلائم و سازگاری برخوردار باشند و برای خود زندگی معنی داری ساخته باشد . در نقطه مقابل، هویت بحران زده هنگامی مصداق می یابد که تعارض و چالش جدی در نگرش فرد میان عناصر اثرگذار و سازنده شخصیت وی پدید آمده باشد، و فرد از ارائه تفسیر جامع از آن ها و پاسخ قانع کننده به معنی زندگی ناتوان باشد، و نیز آن گاه که فرد یا جامعه ای از تامین نیازهای ضروری خود و قدرت بر اشباع یا اقناع خود، عاجز باشد، با شخصیت و هویت بحران زده مواجه خواهد شد . بیشتر بحران درونی و بیرونی در تعامل و تاثیر و تاثر متقابل قرار دارند . بحران های اقتصادی و اجتماعی می تواند نگرش فرد را از درون آسیب پذیر کند و بحران درونی تولید نماید و از سوی دیگر، ناسازگاری های درونی و بازماندگی عقلانی و عاطفی افراد و گروه ها می تواند بحران های اجتماعی بیافریند .بحران های مادی و اقتصادی برای ملت ها در درجه دوم اهمیت قرار دارد . بحران های عقلانی، عاطفی و معنوی در عرصه روح آدمی بسیار خانمان سوزتر است . همه بحران های اجتماعی تا آن جا که شخصیت جامعه و مشروعیت نهادهای اجتماعی را آسیب زده و بحران زده نساخته است، چندان مهم نیست . بحران هویت گاهی در حد فردی و شخصی می ماند و گاهی، میان افراد و گروه ها شیوع می یابد و به بحرانی عام و اجتماعی تبدیل می شود . بنابراین، بحران هویت در یکی از شرایط و احوال زیر پدید می آید: 

الف:  آ ن گاه که فرد یا جامعه از تامین نیازهای بنیادی و اصیل خود باز بماند و راهی برای پاسخ گویی در نیابد

 ب:   هنگامی که میان اجزاء و ابعادی از شخصیت و معیارها تعارض درگیرد و فرد یا جامعه از حل جامع و ایجاد وفاق میان آن ها یا ترجیح و اولویت گذاری ناتوان باشد .

 ج:    در هنگامه تحولات و تغییرات روحی و یا دگرگونی های اجتماعی انتظار ظهور بحران ها می رود، و از آن جا که در عصر جدید این تحولات در مقیاس وسیعی می افتد بحران های بیشتری نمایان می شود . همان طور که در سنین رشد و دوره نوجوانی شرایط بروز بحران های فکری و عاطفی فراهم تر است، به همین دلیل در جامعه های در حال گذر این امر به خوبی احساس می شود . بنابراین، انواع بحران ها می تواند به بحران هویت تبدیل شود و این بدترین وضعیتی است که امکان دارد برای جامعه پدید آید درمیان هویت انواع مختلف خود را دارد . از یک نگاه، هویت به فردی و اجتماعی تقسیم می شود و هویت اجتماعی به صنفی، گروهی، قومی، ملی، منطقه ای و جهانی تقسیم می شود . با نگاهی دیگر هویت با محوریت مراحل رشد دارای انواعی از این گونه است: کودکی، نوجوانی، جوانی، میان سالی و کهن سالی . از جهت دیگر، لایه های هویت را در ابعاد و ساحت های وجود آدمی باید جست و جو کرد، مانند هویت اعتقادی، اخلاقی، عاطفی، رفتاری و مانند آن . البته هویت کلی و مطلق برآیند و محصول تعامل مجموعه این ابعاد، لایه ها، دایره ها و اقسام است . اما انچه را که می خواهیم روی شان بحث داشته باشم ان انواع بحران ها در دوره جوانی است: در آغاز مناسب است بر این نکته تاکید کنیم که بحران ها از لحاظ سنی به دو دسته تقسیم می شود: الف: بحران های عمومی که به سن و مرحله خاصی از رشد فرد ارتباط ندارد و ممکن است در هر مرحله ای - در سطح فردی یا در مقیاس اجتماعی - اتفاق افتد . ب: بحران هایی که به مقاطع و دوره های خاصی از مراحل رشد آدمی اختصاص دارد، در این میان بحران های دوره جوانی از اهمیت بالاتری برخوردار است و در کتاب ها و پژوهش های روان شناسی محور بررسی های دامنه دار قرار گرفته است . نکته ای که شایسته دقت است آن که بحران های نوع اول بروز غالب و حساس آن در دوره جوانی است . اصولا به دلیل اهمیت مرحله جوانی و نقش مؤثر و آشکار جوانان و آگاهی و انرژی آنان بحران های فکری و ذهنی آنان به کل جامعه سرایت می کند و هم بحران های عمومی با شتاب زیاد در میان جوانان نمایان می شود . از این رو نسل جوان را در این زمینه باید مرکز توجه و عنایت قرار داد و نگاه ها را بدان معطوف کرد فکتور های بسیار عمده که در این قسمت می تواند تاثیرات خودش را بالای نسل جوان بگذارد می توان یاد اوری کرد.

 عصر ارتباطات و جهانی شدن:   شتاب تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهه های اخیر و نیز دگرگونی های عظیم در جغرافیای سیاسی، بر سرعت حرکت به سمت دهکده جهانی و جهانی سازی افزوده است، اما جهانی سازی دارای دو قرائت است، بنا بر یک قرائت - که متاسفانه تا حد زیادی هم رواج دارد جهانی سازی یعنی برتری تمدن های خاص و اضمحلال هویت های دیگر در آن . البته این امر هم مولد بحران های اجتماعی و هم بحران هویت در میان نسل جدید در جنوب و حتی اروپا است و چاره مشکل ارائه، تقویت و تثبیت قرائت دوم از جهانی شدن است و آن عبارت است از قرائت متعادل و سنجیده ای از جهانی شدن که در آن تمدن ها و فرهنگ ها پذیرفته شود و هویت ها و مقولات فرهنگی ملت ها نفی نشود و در صدد تحمیل معیارها و ارزش های واحد به صورت اجبار و یک جانبه بر نیایند .

 - خانواده:    تغییرات اجتماعی و اقتصادی تحولاتی را در نگرش به خانواده و زن پدید آورده است که گرچه دستاوردهای خوبی را نتیجه داده است، اما از سوی دیگر کانون خانواده را که جایگاه انسان سازی و عاطفه پروری است، بسی لرزان و نابه سامان ساخته است، و این حقیقت، در بحران هویت نسلی که در این بستر رشد می یابد تاثیری به سزا می گذارد، نسلی که در خانواده ای اصیل و پر مهر و عاطفه پرورش یابد از احساس هویت مثبت و شخصیت متعالی برخوردار خواهد بود و چنان چه افرادی بی ریشه در خانواده ای استوار پرورش یابند، بی تردید از هویتی بحران زده مصون نخواهند بود . ادیان الهی و دین اسلام بر اصالت و صیانت خانواده تاکیدی تام دارند و هماهنگ سازی زندگی مدرن با معیارهای استحکام و اصالت خانواده نیازمند کوشش های عملی جدید و توافق های بین المللی است .

 دین و بحران هویت :  پرسش در این باره این است: موضع و نقش دین در قبال انواع بحران های برشمرده شده چیست؟ با قطع نظر از رویکردهای افراطی و تفریطی در کار کرد دین، به اجمال می توان نقش ها و کار کردهای مثبت دین را در حل بحران های هویت به شکل زیر صورت بندی کرد:

 1- پاسخ گویی و حل مشکل :    نخستین کار کرد دین حل بحران از طریق حل ریشه ای آن و پاسخ گویی به پرسش و مشکل است . این کار کرد در قلمرو همه بحران ها جاری نیست، بکله برخی از مهم ترین بحران های هویت در زمینه های عام انسانی در قلمرو این صورت قرار می گیرند . حل بحران معنی داری زندگی یا مرگ و بقا مستقیم در حوزه رسالت دین قرار دارد و از دین انتظار می رود آن را پاسخ گوید . همین طور درجه بندی و تبیین نظام اولویت ها در زندگی و فعال سازی عناصر برجسته هویت بیشتر در ساحت دین قرار می گیرد .

. 2- ترغیبت به بهره گیری از اندیشه و تجربه بشری:    در بسیاری از مشکلات انسانی و بحران های هویتی دین با قواعد کلی و عمومی به بهره بردن از عقل و اندیشه و معرفت و تجربه بشری توصیه می کند و یافتن راه کارهای عملی را به آدمی واگذار می کند . چگونگی حل بحران خانواده یا آینده زندگی یا گسست نسل ها و مانند آن اموری است که به عقلانیت آدمی سپرده شده است . البته ایمان و اخلاق معنوی پشتوانه مهمی در این راستا خواهد بود . همان طور که رعایت اصول و قواعد کلی مورد تاکید دین باید مورد توجه باشد . 

- جایگزین سازی و مقاومت بخشی  : :کارکرد دیگری که از دین متوقع است و فی الواقع این نقش را دین در تاریخ و تجربه خود به نمایش گذارده است،

 مقاومت بخشی است  . هنگامی که بحرانی و تعارضی در آدمی وجود دارد و پاسخ گویی به نیازی یا حل مشکلی امکان ندارد، ایمان دینی و مفاهیم وابسته به آن می تواند جلوی فرسودگی و اشتداد بحران و واماندگی فرد را بگیرد و به او اراده و دلیری و استواری ببخشد که بحران هویت در او فروکش کند . مفاهیم دینی مانند صبر، توکل، رضا و . . . نشان دهنده این محور مهم در سلامت روانی و مهار بحران های روحی نسل جوان است . مقاومت یابی در روان آدمی دارای ساز و کارهایی است و یکی از آن ها جایگزین سازی است . آدمی هر گاه در یکی از ابعاد و ساحت ها احساس شکست و ناکامی بکند، می کوشد در بعدی دیگر آن را جبران کند و امر دیگری را جایگزین سازد، در آموزه های ادیان نیز از این ساز و کار استفاده، و بر انگیزه های متعالی ایمانی و موفقیت های معنوی به عنوان جایگزین درد و رنج های غیر قابل چاره، تاکید شده است . در پایان بر این نکته باید تاکید کرد که راز سعادت انسان و رهایی نسل پراضطراب امروز ما از بحران ها در گرو بازگشت دوباره به دین، اخلاق، معنویت، تفاهم و همدلی است .این شایسته نسل جوان ما است تا در مقابل این همه نا بسامانی و تبلیغات رسانه ای خود را حفیظ کنیم و نگذاریم دشمنان اسلام به هدف شوم شان برسد.

مرکزی بامیان

  دفتری اسکان بشری ملل متحد هبیتات



نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات