تبلیغات
اخضرات - حجاب وارزشهای اجتماعی:

اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-12:41 ب.ظ

حجاب وارزشهای اجتماعی:

اسلام یك دین الهی و دارای راه و رسم كامل و جامع برای زندگی انسانها در همه جهات و ابعاد گوناگون بوده و یك روش علمی برای زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان است ، بطوریكه در تمامی زمینه‌ها الگوهای لازم را دراختیار او قرار می‌دهد و احکام ثانویه را در صورت تغییر شراط جامعه در اختیار مراجع قرار میدهد. موضوع "پوشش زن"یا به تعبیر مصطلح "حجاب "  یكی از ارزشهای اصیل و مسائل روز و عمیق و ریشه‌ای جوامع انسانی و اسلامی بویژه جامعه اسلامی افغانستان است كه در عین سادگی، دربرگیرنده عظیم‌ترین و شگرفترین پیامدهای ممكن از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و اقتصادی در جامعه می‌باشد. با هجوم عظیم فرهنگی بیرونی  درده سال گذشته بدحجابی درنهادهای تحصیلی ،فرهنگی وکوچه بازارحرف اول را میزند.

در هر جامعه ای نیک و بد ، زیبا و زشت ، شرافتمندانه و ننگبار و به طور کلی ارزشها معلوم ومعین وجود دارد، ارزشهای اجتماعی به عوامل وعناصری اطلاق می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده و به صورت واقعیات و اموری..

 

 در آمده اندکه نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را برآورده می سازند ، به بیانی دیگر هر چیزی که برای یک نظام اجتماعی مورد نیاز ، محترم ومقدس ، خواستنی و مطلوب تلقی شود ، جزء ارزشهای آن جامعه است این ارزشها در دوران کودکی به کودکان آموزش داده شده و او را از طریق نهادهای جامعه پذیر ، همچون رسانه ها ،گروههای هم سالان ، خانواده ، مکتب ، جامعه پذیر و سامان دهی شده به صورت آرمان در می آیند ، که راهنمای اندیشه ها و اعمال می شود . به قول دورکیم « جامعه بدون ایجاد آرمان تشکیل نمی شود » .در یک جامعه معین ، ارزشها سازمان می یابند و به صورت یک دستگاه و مقیاس ارزش ها در می آیند که باید نظمی منطقی در آن وجود داشته باشد حتی اگر در بعضی موارد متناقض به نظر آید . در مرحله بعدی  ارزش ها بصورت هنجار که شیوه های رفتاری معین هستند ، در آمده و از این راه است که می توانند زندگی افراد را در داخل جامعه انتظام دهند  به طور کلی هنجارها عبارتست از صورت کاربردی ارزش های معین درجامعه.

نهاده شدن و مراعات هنجارها از دو راه انجام می گیرد هم از راه پذیرش عمیق باطنی آنها در نزد فرد و هم از طریق ایجاد سیستم پاداش و کیفر، که هر اجتماع و یا گروهی برای ، دستگاههای اجرائی برای حفظ هنجارها ومراعات آنها دارد. ، البته درجه پذیرش باطنی هنجارها در نزد افراد متفاوت می باشد ، وجود هنجارها یک چیز است و رعایت آنها چیز دیگر . هنجارهایی وجود دارد که تقریباً هیچکس از آن پیروی نمی کند هر چند که همگان آنها را بپذیرند ، و در هر وضعیت اجتماعی افرادی نیز هستند که عده ای زیادی از آن تبعیت نمی کنند که به اصطلاح آنها را کجرو می نامیم.سوال که در اینجا مطرح میشود این است که یک فردی که از لحاظ پوشش مورد تایید جامعه نباشد نابهنجار نامیده می شود ؟ به باوراگثری کارشناسان اجتماعی که معتقد است ما اگر یک فرد بد حجاب را نابهنجار بنامیم در طرف دیگر بویژه در شرایط امروزه خانمی که علاوه بر چادر صورتش را نیز با روبنده کاملاً پوشانده باشد رفتار وی نیز یک رفتار غیر عادی محسوب شده و به گونه ای (با پوزخند یا نشان دادن و یا توهین ) توبیخ می شود و رفتار او نوعی رفتار غیر عادی یا به اصطلاح نابهنجار است .

در کشورهای در حال گذرا که دچار تغییر وتحول می شوند در اثر دگرگونیهایی که بوجود می آید سنت ها، آداب و رسوم رو به سستی می گذراند بی آنکه فرهنگ سنتی تثبیت و یا فرهنگ جدید صنعتی کاملاً جذب شود و یا دولت برای بازسازی فرهنگ نو اقدام نماید در نتیجه روند مذکور نوعی گسستگی فرهنگی بوجود می آید . در این گونه کشورها هنجارهایی وجو دارد که بین حاکمیت و مردم متناقض است یعنی حاکمیت رعایت آنها ملزم میکند ولی مردم همان هنجارها را رعایت نمی کنند و مردم سعی می کنند از هنجاری که نزد مردم ارزش آن کاسته شده باشند به شیوه های گوناگون بگذرند «ماكس‌وبر» به مساله«دورزدن» اشاره دارد یعنی حالتی كه عدم رعایت محتوای هنجارها خود به صورت یك قاعده درآمده باشد ، كه در آن صورت هنجاری كه دور زده می‌‌شود ، اعتبار خود را از دست می‌دهد و یا حداقل از اعتبارش كاسته می‌ شود.

در یک جامعه ارزشهای متنوع وجود دارد و این تنوع ارزشها لزوماً بر شخصیت انسانها تاثیر می گذارد  و افراد در یک جامعه هنجاری را انتخاب می کنند که نسبت به هنجارهای دیگر دارای ارزش و اهمیت بیشتری باشد، چرا که همین ارزشها از طرف افراد بیشتری در یک جامعه مورد توجه قرار گرفته و بعنوان یک ارزش جدید در جامعه قرار می گیرد . و اگر امروزه ما با پدیده ای به نام مد گرایی مواجه هستیم به این دلیل هست  امر مصرف گرایی و مد گرایی جزء ارزش امروزی محسوب می شود و کسانیکه شیک ترین و جدیدترین نوع پوشاک را در جامعه مصرف کنند از توجه زیادی افراد برخوردار می گردند. 

، اما تعریف مشخصی از هنجارها وحتی خود کلمه حجاب نشده درجامعه افغانی و معلوم نیست چه چیز بدحجابی وچه نوع بی حجابی است. مردم خواستار دسترسی به شناختی سازگار از خود و محیطشان هستند در جامعه ایكه ارزشهای اساسی آن رو به زوال بوده باشد افراد بیشتر از هر زمان دیگر به تنافر شناختی دچار می‌شوند و نمی‌دانند چه كاری درست و چه كاری نادرست می‌باشد و این امر ممكن است صدمات روانی زیادی به فرد ایجاد كند . بنابراین فرد مجبور می‌شود كه اكثریت فرد را مد نظر قرار داده و از روی آن رفتار و گرایش‌های خود را بازسازی می‌كند و این قضیه در آن زمان شدیدتر می‌شود كه جامعه نیز ارزشهای اساسی را به درستی تعریف نكرده و خود با مشكلات عدیده‌ ای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی زیادی مواجه باشد .

نوجویی و نیاز به نو شدن كه یكی از مظاهر اساسی بحران بلوغ است ، انسانها برای اینکه مورد توجه دیگران قرارگیرند نیاز دارند که خود را در معرض نمایش گذارند و این یک نیاز درونی هست، ولی رفتار شخص فقط ناشی از نیازها یعنی انگیزه‌های درونی او نیست بلكه محیط زندگی او ، و اینكه او چگونه آن را می‌بیند نیز در این رفتار موثر است ، زنان امروز و دیروز  بیش از آنکه برطبق علایق و سلیقه های خود خرید نمایند وابسته به ارزش و نوع پوشاکی هستند که در بازار وجود دارد ، چرا که آنها آن چیزی را نمی خرند که دوست دارند بلکه آنها آن چیزی را خریداری می نمایند که در بازار وجود دارد ، و جالب اینکه در بازار آن چیزی عرضه میشود که دارای ارزش بیشتری برای خریدار داشته باشد و این ارزش از طریق نهادهای جامعه پذیر و بوپژه رسانه ها ترویج می شود.  البته رسانه های داخلی به جای آنکه به بازسازی فرهنگ با توجه به شراط امروزه و فرهنگ اصیل  اقدام نمایند بیشتر سعی درگسترش این ارزشهای بیرونی دارد و این همه جامعه مارا آسیب پزیر ساخته و به جامعه ترویج می شود .

امروزه اگر به صورت درست  با این پدیده  خطرناک  توجه صورت نگیرد وضعیت بدتر ازاین خواهد شد . واگر گاهی نگرانی احساس می شود  بهتر است بدانیم  که ارزش حجاب بطور کلی در جامعه کمرنگ شده و این نیز بخاطر سهل انگاری خودشان و نادیده گرفتن شرایط جهانی و اهمیت رسانه ها و بازار مصرف است وافغانستان کشوری است که امروز موردتهاجم فرهنگی قرار گرفته ،وکارگزارانی فرهنگی و نظام هم چندان نگران بدپوشی در جامعه نیستند واین امرباعث می شود این پدیده خطرناگ به اشکال مختلیف در جامعه افغانی تشویق وگسترش یابد و بربی هویتی این نسل سرگردان بی انجامد.

 



نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی