تبلیغات
اخضرات - همه مظلومین وآزادی خواهان در انتظار بزرگترین انقلاب جهانی !

اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:دوشنبه 19 تیر 1391-03:27 ب.ظ

همه مظلومین وآزادی خواهان در انتظار بزرگترین انقلاب جهانی !

تعابیر بسیار بلندی از همه انبیاء، از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت (ع) رسیده و تقریباَ جزء اجتماعی‌ترین موضوعات، بین همه ادیان الهی و ابراهیمی، بشارت موعود و وعده منجی است و همه گفته‌اند كه كار نیمه ‌تمام و ناتمام انبیاء (ع) و ادیان، به دست این مرد بزرگ، كامل خواهد شد. گفته‌اند كه بزرگ ‌ترین تكلیف تاریخ، كار بزرگ‌ ترین مرد تاریخ است. حتی مكاتبی كه الوهیت‌‌ زدایی و الهیت ‌زدایی شده‌اند باز به نوعی و به نحوی به این مسئله اندیشیده‌اند، و گرچه نام ایشان را نبرده‌اند، اما همه بشارت ایشان را داده‌اند و حتی مكاتب الحادی چون ماركسیسم نتوانسته‌اند به مسئله آخر‌الزمان، بی ‌تفاوت بمانند. بودیزم، مسیحیت و یهودیت نیز كه غالب بشریت را زیر پوشش گرفته‌اند، در این خصوص، اعلام‌ كرده‌اند. یهود، هنوز منتظر مسیح (ع) است و مسیحیت، منتظر ظهور مجدد مسیح (ع) است. همه انبیاء، همه مذاهب و ادیان و فرق، منتظر گشایشی بزرگ در آینده یا در پایان تاریخ هستند و اشاره خواهم كرد كه حتی امروز مكتبی كه چند دهه برای نفی پایان تاریخ و نفی “غایت” از تاریخ، دست و پا زد و مدعی شد كه اصلاحیات و تاریخ بشر، مبدأ و منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاكم نیست، یعنی “لیبرالیزم” كه در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت كه تاریخ غایت نداشته و ندارد، آخرین نظریه‌پردازانشان چون فوكویاما از “پایان تاریخ” سخن میگویند، منتها “پایان تاریخ” با روایت خودشان كه تثبیت و تبلیغ نظام لیبرال سرمایه‌داری است..

در روایات از حضرت مهدی (عج) تعبیر به بهار روزگاران شده است . اینجا است که بعضی روایاتی راجع به ایشان یا منقول از خود ایشان در این خصوص كه ایشان چه جامعه‌ای را بنا خواهد كرد و چه حكومتی را خواهند ساخت و مناسبات انسانی و البته حقوق بشر در حكومت ایشان چگونه تعریف خواهد شد .انتظار” را گفته‌اند كه سنتز تضاد بین “واقعیت” و “حقیقت” است. “واقعیت” یعنی آنچه هست و “حقیقت” یعنی آنچه نیست ولی باید باشد. گفته‌اند كه انتظار، سنتزی ناشی از تضاد بین واقعیت و حقیقت است، “آنچه هست” تا “آنچه باید باشد”. پس نكتة نخست این است كه دو زاویه دید برای تفسیر تاریخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن،‌ تعبیر به اصل “مسیانیزم” یعنی مسیحی‌گرایی و موعودگرایی كرده‌اند و در اینجا، “مسیح” به معنی موعود است و مسیانیزم، دعوت به انتظار است. انتظار برای ظهور موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشری كه توأم است با وعده پیروزی قاطع حق و عدل در پایان تاریخ و از آن نیز به اصل “فتوریزم” تعبیر كرده‌اند. “فتوریزم”، “آینده‌گرایی” و نگاه به آینده است؛ ایدئولوژی‌ای معطوف به فردا كه می ‌گوید همه خبرها در آینده است،‌ جهان هنوز تمام نشده، محرومان مأیوس نباشند، مبارزان و مجاهدان راه آزادی و عدالت و آگاهی، از مبارزاتشان پشیمان نشوند. آنها كه دوباره، چهاربار، در نهضت جهانی “اجرای عدالت” شكست خورده‌اند نگویند كه همه چیز تمام شد. به آینده نگاه كنید، سرتان را بالا بگیرید. شهید دادید، صدمات خوردید، ضایعاتی دادید، در بعضی از جبهه‌ها عقب نشستید، اما سرتان را بالا بگیرید. “فتونیزم” یعنی چشم‌هایتان را قاطعانه و امیدوارانه به آینده بدوزید و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصور كنید و با تصور آن، مبتهج بشوید. این ایده‌ای برای اغوای افكار عمومی نیست.
همچنین برخلاف آنچه بعضی جناح‌های پراگماتیست گفته‌اند كه امام زمان (عج) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفید است، باید گفت: نه، امام زمان (عج)، هم حقیقت است و هم اعتقاد به او مفید است. هم حقیقت دارد و هم فایده.
آنها كه می‌توانند حقیقت مهدویت را بفهمند و باور كنند و درگیر دگماتیزم تجربه‌گرایی و جزمیات عالم حس هستند و حاضر نشدند از پنجره‌ای كه به دست انیباء (ع) به فراسوی عالم ماده و ماورای طبیعت، باز شده به بیرون نگاه كنند، ممكن است پدیده امام زمان‌(عج) را ..

 

فاقد حقیقت و حداكثر، مفید فایده بدانند. در حالیكه واقعیت امر، این است كه قصه امام زمان (عج)، اسطوره‌ نیست و نباید متهم به نگاه اساطیری مذهبی شود. قصه امام زمان (عج)، “حقیقت” و “فایده” هر دو توأم با یكدیگرند..
پس یك خط در نگاه به آینده انسان و نگاه به تاریخ است كه در غرب، از آن تعبیر به “مسیانیزم و فتوریزم” كردند و آن را با همین كوبیدند، چون تاریخ، زنده است، فعال است و از طرف یك موجود ذی‌شعور، هدایت می‌شود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم نخواهد شد و به تاریخ بشر، خوش‌‌بین و معتقد است كه از پس همه ستم‌ها و بی عدالتی‌ها و دروغ‌هایی كه به بشرگفته‌اند و می‌گویند، خورشید “حقیقت و عدالت”،‌ طلوع خواهد كرد و خدا، انسان را با ستمگران تاریخ، تنها نخواهد گذارد؛ اما متقابلاً خط دومی وجود دارد كه از طرف تفكر لیبرال و سرمایه‌داری و هژمونی غرب، امروز در دنیا به آكادمی‌ها و دانشگاه‌ها تزریق  می‌شود و در سطح افكار عمومی دنیا، به زور تبلیغات، القا میشود و نفی ایده “غایت تاریخ” است..
وقتی میگویم “غرب”، مردم مغرب ‌زمین، مراد نیستند. مردم مغرب ‌زمین، آنها كه مذهبی و مسیحی اند به “موعود”، معتقدند و علی ‌رغم همه بمباران‌هایی كه علیه فطرت آنان اعمال شده‌ - ولو یك قشر اقلیت در غرب، در آمریكا و اروپا هستند ،هنوز لطافت باطنی خود را حفظ كرده‌اند واعتقاد دارد به این مسله بزرک . پس وقتی که  از غرب، سخن میگویم، منظور من، مردم عادی، ناآگاه و ساده مغرب ‌زمین، به خصوص محرومین كه حتی فاسدانشان نیز به نحوی مظلوم و قربانی هستند، نیست. مراد “هژمونی سرمایه‌داری لیبرال” و حاكمیت هسته‌های سرمایه‌ داری یهود است كه امروزه بر آمریكا و از طریق آمریكا بر دنیا حكومت می‌كنند، ارباب واقعی غرب و دنیای امروز است و سیستم برده‌داری مدرن را همین ها  رهبری میكنند و محافظه‌كارترین هسته قدرت در طول تاریخ بشر، همین هسته تفكر لیبرال است كه آمریكا و غرب را رهبری می ‌كند. حال چرا محافظه‌كار هستند؟ زیرا وضع موجود در دنیا باید به نفع آنان حفظ بشود. این وضع چگونه حفظ شود؟ ابتدا باید بباورانند كه وضع موجود در جهان و اتفاقی كه در دهه‌های اخیر در دنیا افتاده و ایدئولوژی لیبرالیزم در ذیل منافع سرمایه‌داری جهانی و صهیونیزم، معادله“قدرت و ثروت” را تعریف می‌كند، عین عقلانیت است و همه هم باید باور كنند و به ما بباورانند كه اتفاقی كه اسم آن را مدرنیته میگذارند، آخر خط تاریخ است.
می‌خواهند بگویند كه هیچ مدینه فاضله‌ای برتر و پیشروتر از وضع كنونی در جامعه جهانی كه ما آن را رهبری میكنیم، نه فقط وجود خارجی ندارد، بلكه حتی وجود ذهنی هم نمیتواند داشته باشد.کارل  پوپر در مصاحبه‌اش با اشپیگل، چند سال پیش از مرگش گفته بود  امروز مدینه فاضله در كل تاریخ بشر، جامعه ایالات متحده است. مصاحبه‌گر از او دوباره سوال کرد در جامعه‌ای كه هر 8 ثانیه، یك قتل و هر 9 ثانیه، یك تجاوز جنسی صورت می ‌گیرد و جامعه‌ای كه بزرگترین منبع درآمدش مواد مخدر و سلاح‌های كشتار جمعی هسته‌ای، شیمیایی و میكروبی است چگونه مدینه فاضله و پایان تاریخ است؟ او پاسخ میدهد كه اصل ضرورت فكر كردن به “مدینه فاضله” دروغ بزرگی بوده كه به ما گفته‌اند. هیچ مدینه فاضله‌ای در انتهای تاریخ وجود ندارد و نباید به آن فكر كرد و این فكری انحرافی در ذهن بشر و باوری اساطیری است، یا فوكویاما، نظریه‌پرداز سرمایه‌داری آمریكاعنوان کرده است: اگر تاریخ پایانی هم دارد پایان آن، همین جامعه  فعلی ایالات متحده آمریكاست. این تفكرمگر محافظه‌كاری نیست.
كنسرواتیزم دفاع از وضع موجود جهانی و دفاع از هرم قدرتی است كه هم‌اكنون بر دنیا حكومت می‌كند و در رأس آن سرمایه‌دارها هستند و همه ملل دیگر، ملت‌های شرق، جنوب و همه، قاعده این هرم و بردگانی هستند كه رأس هرم قدرت را بر دوش خود باید بكشند. امروزه ثروت در دنیا چگونه تقسیم شده است؟ چند درصد بشریت، چند درصد ثروت و زمین را در دست دارند و معنی این آمار مبین چیست؟ و اگر كسی بگوید این وضع، باز ادامه پیدا كند، به چه معنی است؟
در روایت آمده است كه امام زمان (عج) فاصله‌های طبقاتی را در سطح جوامع بشری بر هم خواهند زد. در روایت داریم كه در زمان مهدی ما، هیچ انسان گرسنه‌ای در سراسر زمین پیدا نخواهد شد. این آن مهدویتی است كه ما به آن معتقدیم و همه ادیان به آن معتقدند، ولی هیچ كس به اندازه شیعه، راجع به آن جامعه آخرالزمان و انقلاب بزرگ، شفاف سخن نگفته‌ است. و شاید دیگران، آگاهی شفاهی از وضعیت نداشته‌اند. شیعه حتی نام مقدس آن رهبر انقلاب جهانی را نیز میداند، روش حكومت او را توصیف كرده است و شاید در هیچ مكتب دیگری چنین نباشد. شما در انجیل، در تورات  و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخرالزمان را می بینید، ولی هیچ جا به اندازه منابع شیعه، شفاف و دقیق راجع به ایشان، حتی قیافه، حرف‌ها، شعارها و نحوه انقلاب و حاكمیتش بحث نشده است. هدف عمده نظام لیبرال سرمایه‌داری كه میگوید ما با “مدینه فاضله”سازی و مسیانیزم، با بنیادگرایی دینی، با رادیكالیزم انقلابی، با فوندامنتالیزم و با ایدئولوژی، مخالفیم. و با هر نوع اصول‌گرایی،‌ حتی غیردینی آن مبارزه میكند، این است كه در افكار عمومی بشر، به خصوص در دانشگاه‌های شرقی و اسلامی،‌ در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت تردید در وضع موجود و حالت متوقع و منتظره، پیش نه بیاید كه عجب!! پس مدرنیته سرمایه‌داری، آخر خط نیست؟ و باید منتظر بود؟ این پرسش نباید در افكار عمومی و خصوصی بشریت، جوانه بزند!! آنها می‌خواهند بگویند كه هیچ چیزی دیگر فراتر از این وضع موجود جهان نیست و آنچه هست، عین علم و عقلانیت و آخر خط و پایان تاریخ است. میگویند این جااستادگاه آخر است و بشریت باید از قطار پائین بیایند. توجه داشته باشید نمی‌گویند كه همه بشریت در سطح ما زندگی كنند و امكانات مردم آمریكا را در اختیار داشته باشند. كه اگر بگویند، باید دست از ستم جهانی و نابرابری‌ها بردارند. چون اگر معنی “جهانی شدن” این باشد كه توزیع ثروت، قدرت، آگاهی و حرمت و احترام در تمام جهان، یكسان باشد، مورد قبول است، اما جهانی شدن كه آنان می‌طلبند به معنی “آمریكایی شدن” است؛ جهانی شدن از نوعی كه در رأسش، سرمایه داران حاكم بر آمریكا باشند و بقیه بشریت، قاعده آن هرم باشند.
گلوبالیزیشن غربی، توجیه ستم غربی بر جهان است. اینان با “گلوبالیزیشن مهدوی” مخالف‌اند و به گلوبالیزیشن سرمایه‌داری آمریكا فراخوان می‌كنند. اگر گلوبالیزیشن، عبارت باشد از جهانی كردن آمریت آمریكا و منافع سرمایه‌داری حاكم بر آمریكا، صهیونیزم و انگلیس، این گلوبالیزیشن فقط به نفع آنهاست و همان را ترویج می‌كنند، این “جهانی شدن” همه فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مقاومت را می‌بلعد و هضم می‌كند، اما اگر بگویم كه ما گلوبالیزیشن را قبول داریم، اما نه با معیارهای سرمایه ‌داری یهود، بلكه با معیارهای امام مهدی (عج) كه می‌گوید در تمام دنیا هیچ انسان گرسنه‌ای نباید باشد و نباید در گوشه افریقا بچه‌های یازده ساله وزنشان به اندازه بچه‌های شش ماهه  پاریس  و نیویورك باشد ، آنها این گلوبالیزیشن مهدوی یعنی عدالت جهانی را پس می‌زنند و آنگاه توهم و یوتوپیا می‌دانند، چون امام مهدی (عج) امنیت را برای همه، نه فقط برای سرمایه‌ دارهای غرب، میخواهد. روایت داریم كه در زمان حكومت جهانی امام مهدی (عج) امنیت بدان حد بر جهان، حاكم میشود كه یك دختر نوجوان بدون كمترین توهین و تهدیدی به تنهایی از این سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. این در روایات ماست. گلوبالیزیشن مهدوی یعنی امنیت برای همه، امنیت نه فقط برای دختران سرمایه‌داران نیویورك.فرانسه ، اما تفكر جهانی شدن از آن نوع كه لیبرال‌سرمایه‌داری می‌گوید و می‌خواهد، در واقع عین “محافظه‌كاری” است، لذا این در مقیاس جهانی، با اصول‌گرایی، با مدینه فاضله‌سازی، با ایدئولوژی و حاكمیت ارزش‌ها مخالف‌اند و می‌گویند كه ارزش‌ها اصولاً مفاهیم غیرعلمی و مقولات غیرعقلانی‌اند و لذا مسائلی شخصی بلكه جزء وسایل شخصی است . و ارزش‌ها،‌ شخصی و نسبی است پس ربطی به حكومت و امر عمومی (پابلیك) ندارد و سكولاریزم همین است.
خط تبلیغاتی آنان، این است كه سخن گفتن از مهدویت و گلوبالیزیشن و وعده عدالت جهانی،‌ خیال‌بافی است و ممكن نیست. در بحث‌های دانشگا‌هی‌شان همین را نهادینه  می‌كنند تا تز كنسرواتیستی را جهانی كنند و نیز میگویند این ایده، اساساً ایدئولوژیك، توتالیتر و تمامیت‌طلب است و یعنی چه كه یك نفر به نام مهدی (عج) میخواهد بر كل دنیا حكومت واحد برقرار كند؟
چون در روایت داریم مهدی (عج) با برهان و شمشیر، از راه انقلاب جهانی به حاكمیت و عدالت جهانی دست خواهد یافت ایشان با مسیحیان به وسیله انجیل حقیقی و با یهودیان به تورات حقیقی احتجاج و استدلال می‌كند و برای هیچ كس، عذر و بهانه‌ای نمی‌گذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد می‌شوند و آنها كه لجاجت می ‌كنند با شمشیر، اصلاح خواهند شد و بشریت دیگر جز مسلمان نخواهند بودو اینجا است که همه مظلومین و محرومین جهان در انتظار اواست.

 



نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی