تبلیغات
اخضرات - نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام:

اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:جمعه 6 مرداد 1391-03:40 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام:

این تحقیق طی چند شماره درروزنامه خوبی مانده گار نشر شده ، خواستم در وبلاگ  اخضرات نیز نشر شود:

سید قاسم اخضراتی

بخش نخست نشر شده..

تبیین‌ ماهیت‌ فقر

برای‌ شناسایی‌ ماهیت‌ پدیدة‌ فقر به‌ بررسی‌ آن‌ از منظر اهل‌ لغت‌، مفسران‌، فقیهان‌، فیلسوفان‌ و عارفان‌ می‌پردازیم‌. بدیهی‌ست‌ هر یك‌ از این ‌گروه‌ها، با توجه‌ به‌ تخصّص‌ خویش‌، از زاویه‌یی‌ ویژه‌ به‌ فقر نگریسته‌اند. فقر در منظر اهل‌ لغت‌

لغت‌شناسان‌ برای‌ فقر معانی‌ بسیار ذكر كرده‌اند. بخشی‌ از این‌ معانی‌ عبارت ‌است‌ از: تنگدستی‌، تهیدستی‌، پریشانی‌، شكستن‌، كنده‌كاری‌ كردن‌. اما آن‌چه‌ در این‌ تحقیق‌ مورد نظر ماست؛ تنگدستی‌ و تهیدستی‌ است‌ كه‌ از دیگر معانی‌ مشهورتر می‌نماید.

افزون‌ بر این‌ لغت‌شناسان‌، شخص مبتلا به‌ درد كمر و یا شكسته‌گی‌ ستون‌ فقرات ‌را فقیر نگاشته‌اند. بر این‌ اساس‌، تهیدست‌ را فقیر می‌خوانند؛ زیرا ستون‌ فقرات‌ توانایی‌اش‌ شكسته‌ است‌.

فقر در نظر مفسران‌ علاّمه‌ طباطبایی‌ نخست‌ مانند اهل ‌لغت‌ فقیر را تهیدست‌ معنا می‌كند. سپس‌ به‌ مقایسة‌ واژۀ‌ فقیر و مسكین‌ می‌پردازد و موقعیت‌ مسكین‌ را دشوارتر معرفی‌ كرده‌، می‌‌گوید:

«مسكین‌ تنها نادار را نمی‌گویند، بلكه‌ به‌ كسی‌ می‌گویند كه‌ علاوه‌ بر آن‌ دچار خواری‌ و ذلت‌ هم‌ باشد؛ یعنی‌ فقرش‌ به‌ حدی‌ برسد كه‌ مثلاً مجبور شده‌، ازآبروی‌ خود مایه‌ گذاشته‌، دست‌ احتیاج‌ نزد دیگران‌ دراز كند.» فقر در نگاه‌ فقیهان‌

چون‌ فقیران‌ در شمار اصنافی‌ كه‌ زكات‌ به‌ آن‌ها تعلق‌ می‌ گیرد، جای‌دارند، فقیهان‌ مسالة‌ فقر را از نظر مفهوم‌ و حدود آن‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند.

در نظر آنان‌، ضابطة‌ فقر به‌ عنوان‌ شرط‌ استحقاق زكات‌، كافی ‌نبودن‌ درآمد برای‌ گذران‌ زنده‌گی‌ فرد و افراد تحت‌ سرپرستی‌ وی‌ شمرده‌ می‌شود. از این‌ ملاك‌، درمی‌یابیم‌ فقر مورد توجه‌ آن‌ها، فقر نسبی‌ است‌؛

چنان‌كه‌ شیخ‌ طوسی‌ در «نهایه‌« می‌‌فرماید: كسی‌ كه‌ زنده‌گی‌اش‌ باپنجاه‌ درهم‌ می‌گذرد، زكات‌ بر او روا نیست‌؛ اما كسی‌ كه‌ با داشتن‌ 700 درهم‌ نمی‌تواند به‌ خوبی‌ زنده‌گی‌اش‌ را اداره‌ كند، می‌‌تواند زكات‌ بگیرد.

آن‌چه‌ از كلام‌ فقیهان‌، دربارة‌ حدّ فقر و ملاك‌ پرداخت‌ زكات‌، می‌توان‌ استفاده‌ كرد، چنین‌ است‌: 1ـ كسانی‌ كه‌ به‌‌رغم‌ داشتن‌ سرمایة‌ كسب‌ یا اشتغال،‌ از درآمد كافی‌ برای‌ مخارج‌ زنده‌گی‌ در حد متعارف‌ بی‌بهره‌اند، فقیر اند.

2ـ آنان‌ كه‌ قدرت‌ تأمین‌ هزینه‌های‌ روزمره‌ دارند، امّا از تهیة‌ خانه، لوازم‌ خانه‌، مخارج‌ ازدواج‌ و مانند آن‌ ناتوان‌اند، می‌توانند به‌ قدر نیاز از زكات ‌بهره ‌گیرند.

3ـ كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ ناتوانی‌ جسمی،‌ قدرت‌ كار و كسب‌ درآمد ندارند، فقیر شمرده‌ می‌شوند. 4ـ آنان‌ كه‌ با داشتن‌ مهارت‌، به‌ سبب‌ نداشتن‌ ابزار كار و سرمایه‌، كار مناسب‌ ندارند و نیز كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ دانش‌ نمی‌توانند درآمد به‌دست‌ آورند، می‌توانند از زكات‌ استفاده‌ كنند. البتّه‌ گروهی‌ می‌گویند:

دانشجو وقتی‌ می‌تواند از زكاتی‌ كه‌ سهم‌ فقیران‌ است‌، بهره ‌گیرد كه‌ دانش‌اندوزی‌ بر وی‌ واجب‌ عینی‌ یا كفایی‌ باشد. در غیر این‌ صورت‌، اگر در تحصیل ‌قصد قربت‌ داشته‌ باشد، می‌تواند از سهم‌ سبیل‌اللّه‌، كه‌ یكی‌ دیگر از موارد مصرف‌ زكات‌ است‌، استفاده‌ كند.

فقر در نگاه‌ فیلسوفان‌ و عارفان‌ در دیدگاه‌ فیلسوفان‌ و عارفان‌، جز خداوند، همة‌ موجودات‌ جهان‌ فقیر و نیازمند اند. خداوند تنها موجود بی‌نیازی‌ است‌ كه‌ از توانگری‌ ذاتی‌ برخورداراست‌.

فقر را از جنبه‌های‌ مختلف‌ می‌توان‌ مورد بررسی‌ و مطالعه‌ قرار داد. اما آن‌چه ‌در این‌ كنكاش‌ مورد نظر است‌، فقر مالی‌ است‌؛ ولی‌ به‌ سایر جنبه‌های‌ آن‌ نیز اشارتی‌ خواهیم‌ داشت.

فقر جسمی‌ شخصی‌ كه‌ نقص‌ عضو دارد، دچار فقر جسمی‌ است‌؛ بدین‌ ترتیب‌، معلولان‌ در شمار فقیران‌ جای‌ دارند؛ هرچند از ابعاد دیگر در درجات‌ بالایی ‌از توانگری‌ باشند. البته‌ چنین‌ فقری‌ اغلب‌ به‌ فقر مالی‌ نیز می‌انجامد.

فقر فرهنگی‌ بی‌تردید خرد یكی‌ بزرگ‌ترین‌ نعمت‌های‌ خداوند متعال‌ است‌. چنان‌كه‌ حضرت‌ علی ‌(ع) می‌فرماید: هیچ‌ نعمتی‌ از عقل‌ برتر نیست‌؛ ولی‌ برخی‌ ازانسان‌ها از این‌ نعمت‌ بزرگ‌ بی‌بهره‌ یا كم‌ بهره‌اند. عقل‌ مراتب‌ مختلفی‌ دارد. گروهی‌ از پایین‌ترین‌ مرتبة‌ آن‌ یعنی‌ توان‌ درك‌ نیز بی‌بهره‌اند...

شریعت‌ برای‌ تدبیر زنده‌گی‌ چنین‌ افرادی‌، سرپرست‌ مشخص‌ كرده‌ است‌. گروهی‌ دیگر، به‌رغم‌ برخورداری‌ از این‌ مرتبه‌ از مراتب‌ بالاتر آن‌ یعنی‌ مرحلة‌ كسب‌ دانش ‌و نیز عقل‌ عملی‌، كه‌ سبب‌ تشخیص‌ درست‌ از نادرست‌ می‌ گردد، بی‌بهره‌اند. این‌ دسته‌ در روایت‌ها نادان‌ شمرده‌ شده‌اند.

فقر روحی‌ (ذهنی) گروهی‌، به‌رغم‌ برخورداری‌ از مواهب‌ طبیعی‌ بسیار، همواره‌ خود را نیازمند می‌پندارند؛ در اندیشة‌ افزایش‌ دارایی‌ خویش‌ به‌سر می‌برند و از مشاهدة‌ مردم‌ داراتر در حسرت‌ فرو می‌روند. آزمندی‌ و حسد در جان‌ این‌افراد ریشه‌ دوانیده‌، آن‌ها را از درون‌ می‌پوساند. علی ‌(ع) می‌فرماید :طمع،‌ فقری‌ فراگیر و محدودكننده‌ است.

برخی‌ از راویان‌، این‌ روایت‌ را «فقر ظاهر» نگاشته‌اند؛ یعنی‌ طمع‌ فقری ‌آشكار است‌. حضرت‌ در جای‌ دیگری‌ این‌ فقر را بدترین‌ فقرها دانسته‌اند. چنین‌ شخصی‌ هرقدر داراتر شود، فقرش‌ فزونی‌ می‌یابد؛ مانند تشنه‌یی‌ كه ‌نوشیدن‌ آب‌ دریا بر تشنه‌گی‌اش‌ بیافزاید.

مقابل‌ این‌ وضعیت‌، حالت‌ استغناست‌. در این‌ حالت‌، ممكن‌ است‌ شخص ‌تنگدست‌ باشد؛ ولی‌ در درون‌ خویش‌ احساس‌ آرامش‌ و بی‌نیازی‌ كند.

یكی‌ از عواملی‌ كه‌ در فقر روحی‌ موثر است‌، تبلیغ‌ فرهنگ‌ مصرفی‌ و ترویج‌ كالاهای‌ لوكس‌ و تجملی‌ در جامعه‌ است‌. وقتی‌ شخصی‌ می‌بیند در شهر یا همسایه‌گی‌اش‌ كسانی‌ امكاناتی‌ دارند كه‌ او فاقد آن‌هاست‌، در درون‌ خود احساس‌ كمبود و نیاز می‌كند.

این‌ احساس‌ كمبود و نیاز، گاه‌ در سطح‌ جامعه‌گسترش‌ می‌یابد و جامعة‌ بی‌بهره‌ از ثروت‌ و رفاه‌ با مشاهدة‌ جوامع‌ توسعه‌یافته‌، خود را نیازمند می‌یابد. این مورد بیش‌تر در جامعۀ ما مشاهده می‌شود.

روزنامه مانده گار

http://www.mandegardaily.af/spip.php?article12789



نوع مطلب : اقتصادی