تبلیغات
اخضرات - نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام : بخش سوم

اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1391-08:05 ق.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام : بخش سوم


بخش سوم د)

رخت‌ بربستن‌ صفات‌ پسندیده‌ انسان‌های‌ نیازمند، به‌سبب‌ تزلزل‌ روحیه‌یی‌ كه‌ دارند، اغلب‌ گرفتار ضعف‌ شخصیت‌ شده‌، به‌تدریج‌ خصلت‌های‌ والای‌ خود را از دست‌ می‌دهند و به‌ بعضی‌ از صفات‌ ناپسند مبتلا می‌شوند؛ برای‌ مثال‌ وقتی‌ نیازمندی‌ می‌بیند كسی‌ سخن‌ راستش‌ را باور نمی‌كند، كم‌كم‌ در برابر دروغ‌گویی‌ بی‌تفاوت‌ می‌شود.

3ـ آثار اجتماعی‌ میان‌ محرومیت‌های‌ اقتصادی‌ و مسایل‌ فرهنگی‌ ـ اجتماعی،‌ پیوندی ‌مستحكم‌ وجود دارد. آثار گونه‌گون‌ فقر در هنجارهای‌ جامعه‌ نیز تأثیر می‌گذارد.

مهم‌ترین‌ اثر اجتماعی‌ فقر كه‌ خود به‌ آثار دیگر می‌انجامد، ضعف ‌شخصیت‌ تهیدستان‌ است‌. فقیران‌، به‌ سبب‌ برخوردار نبودن‌ از امكانات‌ مادّی ‌و موقعیت‌ اجتماعی‌، در جامعه‌ مورد تحقیر قرار می‌گیرند؛ اگر حقّی‌ از آن‌ها پایمال‌ شود، كسی‌ گفتارشان‌ را نمی‌پذیرد. بنابراین‌، قدرت‌ دفاع‌ از حق‌ّ خود را از دست‌ می‌دهند و ناامید به‌ انزوا روی‌ می‌آورند.

حضرت‌ علی ‌(ع) در این‌باره‌ می‌فرماید: تهیدست‌ كوچك‌ شمرده‌ می‌شود، سخن‌ وی‌ را نمی‌شنوند و جایگاه‌ او را نمی‌شناسند. و در فرازی ‌دیگر از گفتار خویش‌ می‌فرماید: اگر فقیر راست‌گو باشد، او را دروغ‌گو می‌پندارند. آن‌چه‌ گذشت‌، آثار اجتماعی‌ فقر را در شخص‌ فقیر نشان‌ می‌دهد. این‌ آثار در صحنة‌ اجتماع‌ بسیار خطرناك‌تر و ویران‌گرتر است‌.

بخشی‌ از این‌ آثار كه‌ به‌ طور عمده‌ زاییدة‌ عقده‌های‌ روحی‌ و تحقیرهای‌ اجتماعی‌ و سلب‌ شخصیت‌ تهیدستان‌ شمرده‌ می‌شود، عبارت‌ است‌ از: بالارفتن‌ آمار جرایم‌ و بزهكاری‌ حتّا‌ در میان‌ كودكان‌ و نوجوانان‌، طلاق، اعتیاد، فحشا، دزدی ‌ و ولگردی‌.

4ـ آثار سیاسی‌ فقر و محرومیت‌ سبب‌ می‌شود تهیدستان‌ در برابر دولت‌مردان‌ احساس‌ كینه ‌و دشمنی‌ كرده‌، در اجرای‌ برنامه‌های‌ دولت‌ كارشكنی‌ كنند. هرچند این‌گروه‌ها از موقعیت‌ اجتماعی‌ بی‌بهره‌اند؛ ولی‌ بدان‌ دلیل‌ كه‌ بیش‌تر مردم‌ را شكل‌ می‌دهند،

رضایت‌ آن‌ها موجب‌ مستحكم‌ شدن‌ پایه‌های‌ حكومت‌ و ناخشنودی‌ آن‌ها سبب‌ فروپاشی‌ آن‌ می‌شود. هر گاه‌ مردم‌ فقیر به‌ حكومت‌خود اعتقاد و اعتماد نداشته‌ باشند، به ‌ساده‌گی‌ بازیچة‌ گروه‌های‌ مخالف ‌دولت‌ می‌شوند و در برابر مزدی‌ ناچیز، مقاصد آنان‌ را اجرا می‌كنند.

عوامل‌ فقر برای‌ درمان‌ فقر و پیش‌گیری‌ از آن‌، نخست‌ باید ریشه‌های‌ آن‌ را شناخت‌. در این‌جا، ریشه‌های‌ فقر را در دو بخش‌ «فقر انتخابی‌« و «فقر تحمیلی‌« به بررسی‌ می گیریم.

فقر انتخابی‌ (ارادی‌) فقر انتخابی‌ یعنی‌ آن‌كه‌ خود فقر، مراد شخص‌ باشد یا به ‌سبب‌ عواملی‌ كه‌ او در ایجاد آن‌ها نقش‌ داشته‌، پدید آید. فقر انتخابی‌، به‌ هر دو تفسیر آن‌، گاه ‌مطلوب‌ و مثبت‌ است‌ و زمانی‌ مذموم‌ و منفی‌.

الف‌) فقر انتخابی‌ مثبت‌ گاه‌ ممكن‌ است‌ شخص‌ در مقطع‌ زمانی‌ خاصّی‌، با در نظر داشتن‌ هدفی ‌والا سختی‌ و مشقّت‌ را تحمّل‌ كرده‌، در زنده‌گی‌ فقیرانه‌ به‌سر برد، چنان‌كه‌ زنده‌گی‌ برخی‌ از دانشمندان،‌ نشان‌دهندة‌ فقر انتخابی‌ و خودخواستة‌ آن‌هاست‌.

ناگفته‌ پیداست‌ این‌ گروه‌ هرگز در پی‌ فقر نبوده‌اند؛ بلكه‌ به‌جهت ‌ترجیح‌ دادن‌ دانش‌ بر رفاه‌ و آسایش‌ مادّی‌ در فقر به‌سر بردند؛ به‌گونه‌یی‌ كه‌ اگر جمع‌ دانش‌ و ثروت‌ بر ایشان‌ ممكن‌ بود، هرگز تن‌ به‌ فقر نمی‌سپردند. گاه‌ گزینش‌ فقر به‌سبب‌ اهداف‌ متعالی‌ الاهی‌ است‌؛ مانند فقر پیامبر اكرم‌ (ص). آن ‌بزرگوار از ثروت‌ فراوان‌ همسرش‌ چشم‌ پوشید و همه‌ را در راه‌ ترویج‌ دین ‌اسلام‌ به‌كار برد.

ب‌) فقر انتخابی‌ منفی‌ گروهی‌، به‌ رغم‌ برخورداری‌ از ثروت‌ یا اسباب‌ فراهم‌ آوردن‌ آن‌، به‌ سبب ‌برداشت‌های‌ نادرست‌ از تعالیم‌ دینی‌ فقر را برمی‌گزینند...


گاه‌ فرد به‌ طور مستقیم ‌فقر را انتخاب‌ نمی‌كند؛ بلكه‌ آگاهانه‌ یا ناآگاهانه‌ كاری‌ می‌كند كه‌ نتیجه‌یی‌ جزفقر ندارد؛ در این‌ مورد هرچند انتخاب‌ آگاهانه‌ تحقّق‌ نیافته‌، ولی‌ به‌ هر حال، ‌تهیدستی ‌انتخاب شده‌ است‌. عواملی‌ كه‌ سبب‌ گزینش‌ منفی‌ فقر می‌شود، عبارت‌ است‌ از:

1ـ تنبلی‌ و استقامت‌ نداشتن‌ بسیاری‌ از فقرها در تنبلی‌ و پشتكار نداشتن‌ افراد ریشه‌ دارد. گروهی‌ یا اصلاً حوصلة‌ كار ندارند یا در پی‌ كارهای‌ راحت‌ و بی‌رنج‌ می‌گردند. دسته‌یی‌ نیز به ‌سبب‌ آن‌كه‌ در جوانی‌ حرفه‌ و تخصّصی‌ نیاموخته‌اند، نمی‌توانند كار مناسب‌ بیابند و بی‌كار می‌مانند. در چنین‌ موقعیتی‌، جز فقر چیزی‌ در انتظار انسان‌ نیست‌.

از آن‌جا كه‌ جامعه‌ از افراد پدید می‌آید؛ وقتی‌ بیش‌تر مردم‌ جامعه ‌سستی‌ و تنبلی‌ پیشه‌ كنند، كشور در گرداب‌ فقر فرو می‌رود. آن‌چه براین نگرانی افزوده است، عدم توجه جدی دولت‌مردان ماست.

2ـ بی‌برنامه‌گی‌ رمز موفّقیت‌ هر فرد، داشتن‌ برنامة‌ متناسب‌ با موقعیت‌ خود و جامعه‌ و تنظیم‌ مخارج‌ زنده‌گی‌ است‌. در سطح‌ كلان‌ نیز كشورها با تنظیم‌ برنامه‌های‌كوتاه‌ و بلندمدّت،‌ به‌ سامان‌دهی‌ وضعیت‌ اقتصادی‌ خود می‌پردازند. بنابراین‌، بی‌برنامه‌گی‌ یا برنامه‌ریزی‌ نادرست‌ به‌ پیدایش‌ فقر در سطح‌ افراد و جوامع ‌می‌انجامد. برخی‌ از روایات‌ دینی ما نیز اسراف‌ را سبب‌ زوال‌ نعمت‌ دانسته‌اند كه‌ در واقع‌ نوعی‌ بی‌برنامه‌گی‌ و عدم‌ رعایت‌ اعتدال‌ در مصرف‌ است‌.

البته‌ در سطح‌ كلان، ‌اسراف‌ گستره‌یی‌ فراتر می‌یابد و هر نوع‌ تضییع‌ اموال‌ كشور (اموال‌ عمومی‌ یا خصوصی‌) یا عدم‌ بهره‌برداری‌ درست ‌ از آن‌ها اسراف‌ تلقی ‌می‌شود. اسراف ‌علاوه‌ بر این‌كه‌ به‌جهت‌ بی‌برنامه‌گی‌ و رعایت‌ نكردن‌ اعتدال‌ موجب‌ فقر می‌شود، از آن‌ نظر كه‌ گناه‌ است‌ نیز سبب‌ فقر به‌ شمار می‌آید.

3ـ ارتكاب‌ گناه‌ امامان و بزرگان دین، گناه‌ را سبب‌ كم‌ شدن‌ روزی‌ انسان‌ و از عوامل‌ فقر می‌دانند. برخی‌ از ‌ روایت‌ها، از گناهانی‌ خاص‌ مانند دروغ‌، خیانت‌، گسستن ‌پیوندهای‌ خویشاوندی‌، اسراف‌ و ستم‌ نام‌ برده‌اند و دسته‌یی‌ به‌طور كلّی‌ گناه‌ را موجب‌ زوال‌ نعمت‌ دانسته‌اند.

در مقابل‌، بسیاری‌ از روایت‌ها نعمت‌ خداوند و وسعت‌ روزی‌ را به‌ ایمان‌ و تقوا و كردار نیكی‌ چون‌ خوش‌اخلاقی‌، امانت‌داری‌، دعا و صدقه‌ وابسته‌ ساخته‌اند.

در تحلیل‌ ارتباط‌ فقر و گناه‌ و نیز كردار نیك‌ و دارایی‌ باید گفت‌: هرچندخداوند نظام‌ هستی‌ را بر اساس‌ قانون‌ علیت‌ آفریده‌ و هیچ‌ چیز بدون‌ علّت ‌پدید نمی‌آید؛ ولی‌ اسباب‌ در علل‌ مادی‌ منحصر نیست‌ و علل‌ معنوی‌ نیز، به‌طور مستقل‌ یا در كنار آن‌ علت‌ها آثاری‌ ویژه‌ دارد؛ برای‌ مثال‌ می‌توان‌ صدقه‌ یا تحكیم‌ پیوند خویشاوندی‌ را از علل‌ معنوی‌ طول‌ عمر به‌ شمار آورد. بنابرین‌، اگر خداوند می‌فرماید:

گنجینه‌های‌ تمام‌ اشیای‌ عالم‌ نزد ما است‌ و اندازة‌ مشخصی‌ از آن‌ها را برای‌ مردم‌ فرو می‌فرستیم‌، نشان‌دهندة‌ این ‌است‌ كه‌ امكانات‌ مادی‌ موجود در طبیعت‌، تنها اندكی‌ از آن‌ گنجینه‌های‌ پایان‌ناپذیر خداوند است‌. پس‌ انسان‌های‌ معتقد به‌ خدا، هرگاه‌ زنده‌گی ‌اقتصادی‌ خود را در چارچوب‌ تعلیمات‌ دینی‌ سامان‌ دهند، هرگز نگران‌ پایان‌یافتن‌ منابع‌ طبیعت‌ نخواهند بود.

4ـ دست‌درازی و اظهار نیاز اسلام‌ بر حفظ‌ شخصیت‌ افراد بسیار تأكید می‌كند و مؤمنان‌ را از هر كاری‌كه‌ حیثیت‌ انسان‌ را خدشه‌دار سازد، باز می‌دارد.

بر همین‌ اساس‌، دست درازی و اظهار نیاز نزد مردم‌ را منع‌ كرده‌ است‌. البتّه‌ به‌ مسلمانان‌ و دولت‌ اسلامی‌ نیز سفارش‌ شده‌ كه‌ مراقب‌ وضعیت‌ مردم‌ باشند و اجازه‌ ندهند گروهی‌ در تنگدستی‌ به‌سر برند و ناگزیر به‌ گدایی‌ روی‌ آورند.

نكتة‌ قابل‌ توجه‌ در این‌باره‌، نقش‌ اظهار نیاز‌ در افزایش‌ فقر است‌؛ زیرا به ‌طور معمول‌ افرادی‌ كه‌ خود را بدین‌ كار می‌آلایند، از تلاش‌ دست ‌برمی‌دارند. آن‌ها به‌ درمان‌ اساسی ‌مشكل‌ خود نمی‌اندیشند، حاضر نمی‌شوند دشواری‌ كار را تحمّل‌ كنند و در نتیجه‌ روز به‌ روز بر دامنة‌ فقرشان‌ افزوده‌ می‌شود.

روزنامه مانده گار

 http://www.mandegardaily.af/spip.php?article12827



نوع مطلب : اقتصادی