تبلیغات
اخضرات - عید قربان برهمه مبارک !

اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:چهارشنبه 3 آبان 1391-09:27 ق.ظ

عید قربان برهمه مبارک !

خوشا سر به سوداى معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!

خوشا شیطان درون خویش را به بند كشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن! 
خوشا لحظه قربانى كردن بت‏هاى ظاهر و باطن به پاى عشق و هم‏سفر شدن با راهیان كوى دلدار! 
خوشا گرگ‏هاى خشم و غضب را از دیار دل خویش راندن!  خوشا نوبت به زمین زدن ناقه‏هاى تكبر كه اسباب زحمت آدمى‏اند و سد شده‏اند در مسیر رستگارى‏اش! خوشا روایت «بسم الله» بر گلوى خویش خواندن و كلمه توحید را بر تخت پادشاهى قلب نشاندن! خوشا جهاد اكبر با مدعیان دروغین خدایى و خوشا جان عزیز خویش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن از همه چیز به خاطر او! 

عید شرافت و بندگى عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و كرامت انسانى‏اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانى است كه جان فرزند خویش را نذر قربان‏گاه‏ها مى‏كردند.  عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است. عید قربان، نقطه عطف آزادى است در تاریخ اسارت‏ها و بردگى‏هایى كه بر انسان تحمیل شده بود. عید قربان، سرآغاز حكومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.  نردبان تقرب  عید قربان، عید تسلیم است و تعظیم شعایر الهى. از «این حیوانات كه قربانى مى‏كنید، نه گوشت و خونشان، كه تقواى شما به خدا مى‏رسد». قربانى كردن، نماد شكرگزارى است و نماد خاكسارى و ره‏سپارى با دین حنیف ابراهیم علیه‏السلام  قربانى كردن، نماد انفاق است؛..... 

انفاق عزیزترین‏ها و بهترین‏ها؛ كه «لَن تَنالُوا البِرَّ حتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»؛ نشانه‏اى است براى نشان دادن بندگى و «هم‏صدا با حلق اسماعیل» نواى اطاعت سر دادن.قربانى كردن، نردبان تقرب است و ذره شدن تا اوج... تا ملكوت... چاقو زیر گلوى «حرص» نهادن است و ریختن خون «بخل»؛ دل از تیرگى‏ها شستن است و تن سپردن به پاكى آب‏هاى طهارت... آن روز، ابراهیم در كنار آبى‏ترین تصور رسالت خویش، به نمایشى سرخ فراخوانده مى‏شد. آنجا صحنه رقابت آسمان با زمین بود و او باید میان اسماعیل و پروردگارش، یكى را بر مى‏گزید.  محبوب ابراهیم، تحفه‏اى از او خواسته است؛ هدیه‏اى به نازكى حلق مبارك اسماعیل و اراده‏اى به استحكام تیزترین شمشیرها. اینجا نقطه رویارویى همه انسان با شیطان است؛ این عید قربان است؛ عیدى كه در آن، توحید ابراهیم، در دو راهى انتخابى سخت مى‏ استاد و ملائك، نفس‏ها را براى تماشا حبس مى‏كنند. ابراهیم سربلنداسماعیل و ابراهیم به راه افتاده‏اند. سجاده‏اى به وسعت تمامى زمین، در قربان‏گاه پسر، رو به راه شده است. ابراهیم در برابر رسالت خویش، خم مى‏شود و ركوع مى‏كند تا تیزى شمشیر خویش را دو برابر كند و تحفه‏اى را كه براى اثبات صداقت خویش پیش‏كش آورده است، تقدیم كند؛ ولى شمشیر با حلق اسماعیل در نمى‏آمیزد و سرانجام، سربلندى انسان در بلندترین قله تاریخ دلدادگى‏اش اتفاق مى‏افتد. ابراهیم! امتحان تو، بلنداى سقف عشق را در معمارى بندگى نشان داد و خدا تو را استعاره كرد براى عبرت مدعیان ایمان. با اسماعیل درونم سالك راه عشق، پلك‏هاى بسته مى‏خواهد و قلب روشن. آنجا صحنه عاقلانه‏ترین جنون‏هاى دلدادگى‏ست؛ جایى كه آنچه هست، معرفت است؛ نه مصلحت.. اسماعیل چه‏قدر تكرار شد! اسماعیل! تو بارها تكرار شدى. بعد از تو، روزهایى در تاریخ سر رسید كه روزى چند مرتبه عید قربان مى‏شد و چه ابراهیم‏ها كه پسرانشان را با دست خالى به مقتل مى‏بردند و با دستى پر از بوى بهشت باز مى‏گشتند! تو آغازگر مكتبى بودى كه در آن، شمشیر، جز به اراده دوست نمى‏برد و شاگردان تو از آن به بعد هر جا كه شیطان دیدند، سنگ در دست گرفتند و دورش كردند؛  مبارك باد عید قربان، نماد بزرگ‏ترین جشن رهایى انسان از وسوسه‏هاى ابلیس. عید قربان، به هم وطن عزیزم تبریک که دراین فضای سرد خانه شان گرم نیست ، لباس نو  ندارد  و با مشکلات عدیده زندگی دست پنجه نرم می کند . عید قربان  بالاترین نقطه‏اى است كه اوج مقام بشر تعیین مى‏شود و تا ابد، خوشا به حالی کسانی که بسوی خانه حق شتافتند!

نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی