اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:چهارشنبه 26 مرداد 1390-09:27 ق.ظ

حضرت آیة الله سید علی بهشتی:



آیت الله سید علی بهشتی بدون شک یکی از بزرگترین علمای مذهب امامیه اثنی عشریه در افغانستان و همچنین یکی از پر نفوذ ترین رهبران جهادی این کشور محسوب می گردد که در دهه های اخیر تاریخ معاصر افغانستان و دوران طلائی و پر تلاطم جهاد افغانستان نقش بسیار عظیم مذهبی - علمی – فرهنگی و سیاسی- نضامی- اجتماعی را ایفاء نموده است.

او عالم وارسته و پارسا و بزرگ مجاهدی بود که همیشه در صحنه انقلاب اسلامی و آغازگر جهاد مسلحانه علیه روسها در صفحات مرکزی افغانستان و موسس و رئیس اولین حکومت موقت اسلامی در قلب حاکمیت رژیم مارکسیستی بود.

معرفی کامل شخصیت، کارنامه دقیق علمی – فرهنگی و جهادی او و بیان عمق عظمت و وسعت مظلومیت و زندگی سیاسی او – بمثامه رهبر طبیعی ترین و مردمی ترین جریان سیاسی جهاد افغانستان – کاری است بس مشکل که تدوین کتاب بلکه کتابهای متعددی را می طلبد و آنچه را که ما در این کوتاه مقاله در صدد آنیم تصویری مختصری است از شخصیت آیة الله بهشتی(قدس سره) و زندگی او که در محور های ذیل ارائه می گردد:

الف:محیط پیدایش:

ب:تحصیلات و مدارج علمی:

ج:خدمات علمی و اجتماعی و مذهبی :

د:فضائل اخلاقی :

ه:نقش سیاسی و جهادی :

محیط پیدایش  :


آیة الله سید علی بهشتی(قدس سره) فرزند مرحوم نبی درسال 1308درولایت بامیان ولسوالی ورس در خانواده ای به دنیا امد که یکی از پاکترین، نجیب ترین، بهترین و مذهبی ترین خانواده های منطقه بوده است. پدر و جد پدری ایشان، در زهد وپارسائی و سجایای عالی اخلاقی و قداست مذهبی، در میان مردم منطقه مشهور بوده و زبانزد و خاص وعام می باشد. پدر بزرگوار ایشان مرحوم ثقی الاسلام حاج سید نبی یکی از بزرگان مذهبی و مردمی در عصر خویش بوده واز طرف مراجع تقلید مخصوصا از جانب امام خمینی(ره)خط وکالت داشته است. جد ایشان مرحوم حجة الاسلام سید طاهر، یکی از بزرگترین علمای عصر خویش و از پارسایان زمان خود بوده است.

به هر حال، خورشید پر فروغ بهشتی بزرگ در سال 1308 ه.ش در یک چنین افق فامیلی و محیط خانوادگی طلوع نمود و درخت پربار علم و دانش و فضائل او در یک چنین بستر پاک و پر برکتی روئید واز آنجا ریشه گرفت و بعدها سر به آسمان سائید و اوج قله های مناعت و رفعت علمی و عرفانی را پیمود.

تحصیلات و مدارج علمی :

مرحوم آیة الله بهشتی(قدس سره) در سنین نوجوانی به تحصیل علوم دینی آغاز نمود، ابتدا در نزد مرحوم والدش برخی از کتب مقدماتی را فرا گرفت و سپس در نزد بعضی از اعاظم منطقه مانند مرحوم شیخ ابراهیم عالمی و مرحوم شیخ محمد علی دایکندی و غیره تحصیل نمود اما تشنگی علمی بهشتی در هیچ جا فرو نمی نشست و همواره بدنبال گمشده ای می گشت تا اینکه پس از چندین سال گمشده اش را در سیاه دره یکا و لنگ یافت و آن عالم بزرگوار و عارف متقی، علامهشیخ موسی کلانی یکه ولنگی بود که بحق یکی از اجله علمای شیعه در صفحات مرکزی افغانستان محسوب می گردد، بشهتی بزرگ، سالها از محضر او کسب فیض نموده و در نزد او به مقام و منزلتی خاص نائل گردید بگونه ای که بسیاری از درسهای حاجی شیخ در مورد موضوعات مختلف به عهده آیة الله بهشتی(قدس سره) سپرده می شد و خود سطوح عالیه را برای بهشتی(قدس سره) و عده ای دیگر تدریس مس کرده است.

بهشتی بزرگ، به مقصد تکمیلی مدارج علمی، در حوالی سال1334 ه.ش راهی نجف اشرف می گردد، او در حالی عازم حوزهعلمیه نجف بود که در این زمان خود عالم بزرگ گردیده و معظم کتابهای درسی سطوح را بوجه احسن و بیان شیوا تدریس می کرد، وقتی وارد حوزه علمیه نجف گردیده کرسی تدریسی او در کتابهای مختلف درسیبه زودترین فرصت دائر گردیده و در مدت کمی شهرت درسی اش در میان طلاب نجف گسترش یافت. ویدر آنجا به تکمیل تحصیلاتش در سطوح عالیه پرداخت و نیز در حلقه درسهای خارج فقه و اصول آیة الله حکیم و آیة الله سیّد محمود شاهرودی وآیة الله خویی در آمد و درین درسها حضور کیفی داشت..


در طی تحصیل درس خارج در نجف خود به تدریس سطوح عالیه مبادرت ورزیده بودالبته این کار در پاسخ به تقاضای برخی از فضلا صورت گرفته بود که کرسی تدریس رسائل شان در نجف اشرف، در میان اقران افغانی شان، بی نظیر بوده است، و به روایت عالم ربانی استاد شیخ محمد داد واعظ بندر، از جمله تلامذه درس رسائل ایشان آقایان استاد شیخ زکی ورس استاد خلیل پنجاب، استاد تقدسی ترکمنی و برخی دیگر که اینک هر کدام به مقام استادی رسیده اند بوده است.

تحصیل و تدریس بهشتی بزرگ در نجف اشرف، بهمین منوال، تا سال 1341ه.ش طول کشیده است و در سال یاد شده به دنبال درخواست عده ای از مومنین وصلاحدید مراجع تقلید و اجازات و اختیارات معتبر انها، از نجف اشرف به وطن برگشت و مشغول تدریس و تبلیغ و نشر احکام اسلام و نیز خدمات ارزنده علمی واجتماعی گردید.

خدمات علمی، مذهبی و اجتماعی:

1- تدریس:

هر چند کرسی تدریس او در نجف اشرف از رونق بسزایی برخوردار بود اما بعد او در افغانستان ،یکی از مهمترین حوزه های علمیه درین کشور را تاسیس نموده و آوازه بلند تدریس بهشتی و توانمندی کم نظیر او درین میدان پ، در سراسر صفحات مرکزی و سائر نواحی افغانستان پیچیده و شهره آفاق گردید. چنانچه محقق و افغاسنتان شناس غربی آقای{اولیورروا} در کتاب مهم {افغانستان، اسلام و نوگرایی سیاسی}آیة الله بهشتی را یکی از احیاء گران معاصر شیعه در افغانستان دانسته و یکی از سه رکن علمی مهم شیعه در دهه 60 میلادی به حساب می آورد. نویسنده یاد شده در صفحه 84 کتاب مذکور تحت عنوان:{تجدید حیات مذهب شیعه} مطلبی دارد.

اودر ابتدا می نویسد: تا سالهای دهه 50 میلادی جامعه تشیع افغانستان در انزوای کامل بود، در این دوره جنبش به رهبری بزرگان بازگشته از نجف و ایران نظیر سیّد اسماعیل بلخی{که در زمان نخست وزیری داود زندانی و احتمالا به قتل رسید} میر علی احمد آقا و آقا میر آقا، این جامعه را از رخوت بدر آورد و جانی تازه بخشید.

و بعد ادمه می دهد:

در سالهای 60 میلادی چندین مدرسه علوم دینی از سوی شیعیان در ولایات افتتاح شد و مدارس شهر نوسازی شدند، در هزارجات سیّد بهشتی به افتتاح مدرسه تخت ورس همت می گمارد، این مدرسه محصلان دبیرستانها را نیز در دوره تعطیل دبیرستانها می پذیرد. در مدرسه سفید سنگ تخت ورس، جوش و خروش علمی خاصی بوجود می آید و از نواحی ورس، پنجاب، شهرستان، دایکندی، لعل، یکه ولنگ و بعضا از نواحی ترکستان، طلاب علوم دینی بدانجا سرازیر می شدند و از محضر پر برکت آیة الله بهشتی کسب فیض می نمودند، بگونه ای که اغلب

بزرگان دینی واساتید و فضلای افغانی در منطقه و یا حوزه های علمیه قم و مشهد ونجف و سوریه و اکثر مسئولان سیاسی – جهادی منطقه، در زمره شاگردان ایشان محسوب می شوند.

2- خدمات اجتماعی و مذهبی:

علاوه بر تاسیس مدرسه علمیه تخت ورس و مدرسه علمیه باقریه در سراب که مرحوم شیخ باقر سرابی، از علمای تحصیل کرده نجف اشرف، آقای را وصی خویش گرفته و به تاسیس آن مدرسه وصیت کرده بود و علاوه بر تدریس مستمر علوم دینی در طی چندین دهه و تربیت شاگردان کثیر، آیة الله بهشتی، خدمات ارزنده دیگری نیز برای جامعه اسلامی وشیعی افغانستان انجام داد که از اهم انها ترویج و تبلیغ و تطبیق ارزشها و احکام اسلامی در جامعه و مبارزه با فساد و منکرات رایج در جامعه بوده است، زیرا جامعه آنروز در شرایطی که بهشتی بزرگ از نجف برگشته بود، قطع نظر از شرایط حاکمیت طاغوت مرکزی افغانستان، در وضعیت اسفبار و تاریک و ظلمانی فقر معنوی و مادی بسر می برد وبسیاری از مظاهر جهل و فساد و منکرات و خرافات در جامعه وجود داشت و الحق والانصاف که بهشتی بزرگ نوری بود که در این شرایط ظلمانی درخشید و تا حدود زیادی موانع رشد و هدایت و اصلاح مردم را از سر راه برداشت و محیط نسبتا مناسب مذهبی اجتماعی را بوجود آورد و این نبود مگر در اثر زحمات طاقت فرسا وتلاشهای مستمر و بی وقفه وی در جهت رفع ودفع موانع ذهنی و عینی هدایت و ارشاد و اصلاح مومنین و بذر ارزشهای والای اسلام در قلبها و نفوس آنان.

3- آثار و کتب علمی:

گرچند محیط صفحات مرکزی افقانستان، محیط تحقیقات و چاپ و نشر اثارعلمی نمی توانست باشد بلکه به لحاظ اقتضائات محیط و شرایط اجتماعی بیشتر به محیط ارائه خدمات علمی مذهبی و اجتماعی، نزدیک است، از این رو، اکثر علمای تحصیل کرده نجف که به آنجا رفته اند ناگزیر به ارائه اینگونه خدمات پرداخته اند. با وجود این، بهشتی بزرگ، صاحب تألیف قابل توجهی بوده است اکثر آنها تاکنون در دست چاپ سپرده نشده است و فقط معدودی از آنها منتشر گردیده است که در اینجا به آنها مروری می نماییم.

الف:تقریرات درس خارج فقه آیة الله سیّد محسن حکیم

ب:تقریرات درس خارج اصول آیة الله خوئی

ج:تقریرات درس خارج فقه آیة الله سیّد محمود شاهرودی

د:کتابی مستقل در اصول بنام(الارجوزة فی اصول الفقه)

ه:نوشته های در شرح رسائل و شرح قوانین الاصول

و:شرح حاشیة المنطق ملاعبدالله

ز:نوشته ای در شرح حکمت منظومه ملاهادی سبزواری

ح:نوشته ای در اصول عقاید امامیه

ط:کتابی در اخلاق و تتربیت خانوداه که در پاکستان چاپ گردیده است

ی:کتابی به اسم{تجربه و مبارزه}که در پاکستان طبع گردیده است

و:جزوه ها و رساله های دیگر مانند{الاعتدال}و غیره که در داخل به صورت پل کپی در اختیار قرار گرفته است.

لازم به یاد آوری است که متأسفانه برخی از دست نوشته های ایشان در جریان حوادث جنگهای داخلی ناقص گردیده و یا به چنگ یغما رفته اند و اغلب دست نوشته هایش فعلا موجود می باشند.

فضائل اخلاقی:

بهشتی بزرگ مجموعه ای بود از حلم و بردباری، صبر و استقامت، مدارا و مروت، ملائمت و ملاطفت، عزت و مناعت طبع، عفو و گذشت، خیرخواهی و اخوت، غیرت و حمیت دینی و مذهبی ، زهد وپارسایی، تقوی و پرهیزگاری، عفت و پاکی، اخلاص و توکل و مقام رضای او به قضای الهی، وقار علمی و روحانی اعتماد به نفس، خلق خوش و معاشرت خذاب، عفت زبان، دل صاف و بی کینه، صداقت و وفادای، راستی و درستیریا، تواضع بسیار بالا و فروتنی، ایثار و فداکاری، از خود گذری و مصلحت خواهی، خوش بینی و حسن ظن و حسن نیت نسبت به افراد، روح سالم و شفاف و خالی از عقده، تعصب شدید نسبت به معتقدات دینی و مذهبی، حساسیت شدید نسبت به التقاط و اباحه گری و بدعت گذاری، حساسیت شدید نسبت به پیداشی موجبات تنازع و تفرقه در بین مردم، علاقمندی بسیار شدید نسبت به اتفاق و اتحاد شیعیان و سپس مسلمانان افغانستان، علاقه و ارادت شدید نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت طهارت، علاقه خاص نسبت به وصال و لقای پروردگار متعال و ده ها اوصاف متعالی دیگری که شرح هر یک در این کوتاه مقال گنجند و مقام دیگر خواهند و وجود هر کدام برای رشد و تعالی و مبارزه با عوارض و آفات نفسانی رایج در جامعه، از اشد ضرورت ها و در حکم توتیای احمر است.

نقش سیاسی و جهادی:

پس از کودتای مارکسیستی عوامل روسها در افغانستان، در برج ثور(اردیبهشت)سال1358،موقعیت علمای مذهبی افغانستان به دلیل اعتراض و مقاومت علیه بی دینی در مخاطره شدیدی قرار گرفته و بسیاری از علمای طراز اول شیعه و سنی افغانستان در کابل و شهرهای بزرگ دیگر کشور، چون از نظر این سرسپردگان ماتریالیسم دیالکتیک، با حرکت تاریخ در تعارض بودند فلذا می بایست از صفحه تاریخ برداشته می شدند، و از این رو، عده ای از علمای بزرگ ما بوسیله این تازهبه دوران رسیدگان ماتریالیست و این ناشیان مارکسیست – لنینیست، گرفتار شدند و اغلب آنها در همان روزهای اول شربت شهادت نوشیدند، و این حرکت ناشیانه مارکسیستها، در تولد احساسات جهادی مردم علیه کمونیسم و تکوین نطفه های اولیه جهاد افغانستان، تأثیر علمی بسیار عظیمی داشت. اما در مناطق اطراف و نواحی مرکزی افغانستان قبل از آنکه مجریان حاکمیتمارکسیستی، در جهت تداوم پالیسی{محو فیزیکی روحانیت اسلام}، گامی مؤثر بردارد، آتش قیامهای مردمی و اسلامی شعله ور می گردد، و به رهبری روحانیون منطقه، سیل عظیم انقلاب، مزدوران رژیم را از منطقه جاروب می نماید. که در این میان، در صفحات مرکزی افغانستان، آیة الله بهشتی، از بزرگترین علمایی بوده است که علم جهاد را بر افراشت و با فرستادن نامه های متعدد به علما، موسفیدان و متنفذین سراسر مناطق هزاره جات، ارتباط عمومی میان دسته جات، و قیامهای پراکنده را برقرار نموده و برای اولین بار هزاره جات پراکنده و مشتعل شده را به سوی و حدت و نظم رهبری کرد. من جمله پس از 12 ثور 1358 که مجاهدین دایکندی ولسوالی پنجاب را از چنگال کمونیسها آزاد کردند و برکشتند و در تاریخ 17 ثور 1358، کمونستها به صورت بسیار گسترده به مرکز پنجاب یورش بردند و آنجا را مملو از تانک و نفربرهای نظامی ساختند و پیش روی به سوی ورس را آغاز کردند. و مجاهدین با امکانات اندک و ابتدائی و نفرات کم در آستانه فرار بودند و در این شرایط حساس مالامال از خطر، آیة الله بهشتی مردم را به استقامت دستور داده و به جهاد عمومی فرا خواند و فرمان صادر کرد تا تمام اسلحه غنیمت توزیع شوند و در اثر این تصمیم انقلابی یک عده از مسلمانان مجاهد و سرشار از ایمان و فداکاری به سنگرها رفتند، و آیة الله بهشتی در آن شب با کمال جدیت به تمام افراد و نواحی فرمان صادر کرد و نامه فرستاد و مردم را به جهاد عمومی دعوت نمود. فردای آن شب آیة الله بهشتی بیانیه مؤثر و انقلابی ایراد فرمود و آنان را دسته دسته و فوج فوج به طرف پنجاب اعزام نمود. مردان مجاهد، در حصص نیقول و پای بوم طرف غرب و جنوب پنجاب، چون دره فولادین، از پیشروی کمونیستها جلو گیری بعمل آوردند و چندروزی اعزام مجاهدین از طرف آیة الله بهشتی و تزاید مجاهدی دوام کرده و بعد از چند روز خداوند متعال در دل کفار،خوف و رعب و آنان پنداشتند که دور و اطراف شان را مجاهدین احاطه کرده اند لذا با سرافکندگی و شکست شگفت انگیزی طرف بهسود فرار نموده ودر آن سامان متمرکز شدند.

و بعد از واقعه یاد شده آیة الله بهشتی به طرف شهرستان، دایکندی و نواحی ورس نامه های متعددی فرستاده و آنان را به تعقیب فراریون مارکسیست دعوت کردند. که فوج فوج از مناطق شهرستان و غیره آمدند و آیة الله آنانرا به طرف پنجاب اعزام داشتند و برادرش سیّد میرمحمد واعظ را طرف تربلاق فرستاده تا از مجاهدین دایکندی احوال بگیرد و خودش همراه مجاهدین ورس در حالی که بیرق سبز بلند، پیش رویشان در اهتزاز بود طرف پنجاب رفتند و در دهن سیاه دره، مجاهدین چهار ولسوالی شهرستان،ورس،پنجاب و دایکندی تجمع نموده و تحت ریاست آیة الله بهشتی جلسه ای تشکیل دادند و در همان جلسه نمایندگان بهسود آمدند و از آیة الله بهشتی بحیث فرمانه عمومی استمداد نمودند و آیة الله بهشتی عده ای از مجاهدین را از همانجا طرف بهسود اعزام نموده و قسمتی از مجاهدین پنجاب و یکه ولنگ را طرف بامیان اعزام نمودند، و در آن مجلس آیة الله بهشتی گفت:این اولین جلسه ما است که ما مجاهدین را به طرف بهسود و بامیان اعزام کردیم و جلسه دیگز ما ان وقتی است که نواحی مرکزی ما از لوث وجود رژیم منحوس مارکسیستی پاک شود و ما قدرت حاکمه تشکیل داده و حکومت الله را در سرزمین خود بنگریم، فردای انروز بیانیه ای مبنی بر الغای فرامین {6،7،8} حکومت کمونیست، در بازار پنجاب ایراد فرمودند، و آن روز نخستین روزی تلاش وکوشش برای پی ریزی ساختمان شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان و سر آغاز تعیین سرنوشت مردم صفحات مرکزی شمرده می شد، بعد از فتح بهسود،آیة الله طرف ورس آمده و مجاهدین در یک بسیج وسیع از صفحات مرکزی به طرف بامیان قومانده دادند و محور دیگر فرمانده بسوی کاسی مرکز استان غوربود.

بعد از حدود دو ماه اکثر نواحی علاقه داری شنبل،شیخ علی، ترکمن، سرخ و پارسا بدست مجاهدین فتح گردید. و در همین اوقات آیة الله بهشتی نامه های بهاطراف فرستادند و بعضی ها ذریعه تلف خواستند و نمایندگانی از یکه ولنگ، پنجاب، لعل و سرجنگل، حصه اول و حصه دوم بهسود، جاغوری، قره باغ و جغتو و دایکندی وشهرستان و نمایندگان صفحات شمال، در مرکز ورس آمدند و در تاریخ 15 سنبله{مرداد}1358 در ورس، مجلسی با عظمتی منعقد گردید که تاریخ هزاره جات نظیرآنها بیاد ندارد. و در این مجلس، شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان، تأسیس و آیة الله بهشتی به اتفاق آراء بعنوان رئیس شورا انتخاب می شود

آیة الله بهشتی برایخاموش شدن جنگهای داخلی صادقانه و بدون توقع به حزب وحدت اسلامی پیوست و ازهمه گذشته ها گذشت و همواره حزب و هیئت رهبری آن را از اندیشه های خیرخواهانه و مصلحت آمیز خویش بهره مند می گردانید، منتهی دراولین وهله ای که به حزب پیوسته بود در بامیان در یک جلسه ای تذکر داده بود که من صادقانه می آیم وهیچگاه تعهدم را نمی شکنم ولی من می دانم که سرانجام هر کدام از شما به سویی خواهد رفت و فقط بهشتی مظلوم می ماند که در این وسط صادقانه طپیده و به وحدت واقعی پایدار خواهد ماند. او درسفر کابل، که استقبال وسیعی از ایشان گردید، در طی سخنرانی اش فرمود:

اگر وحدت داشتید هم عزت دارید و هم شرافت دارید و هم قدرت دارید وهم حقوق شما حفظ می شود.اینجانب سعادت دنیا و آخرت اهل تشیع افغانستان را وحدت می دانم.

اگر مسلمان وحدت را همانگونه که خداوپیامبرش فرموده حفظ کنند وبه تمام قوانین اسلام عمل نمایند،بر تمام مشکلات غلبه نموده و پیروز خواهند شد.

ما سرمایه ای داریم که نه شرقی ها دارند،و نه غربی ها و آن وحدت معنوی ماست.

از همه شما خواهش می کنم که دست اختلاف در بین شما کار نکند.

ما موظف هستیم که مکتب اسلام را به طور خالص به نسلهای آینده خود تحویل دهیم وگرنه مسئول هستیم.

درود خدا برتو ای فرزند زهرا که از نسل پاک بودی و پاک و غریبانه زیستی و پاک و غریبانه درسال1375 در بیمارستان درکاولنگ غروب کردی.

روح ملکوتی شان شاد باد!

منابع:

افغانستان درپنج قرن اخیر ،محمد صدیق فرهنگ،ج3

سیر درهزاره جات،علیداد لعلی

افغانستا ن اسلام ونوگرای،اولویرا



نوع مطلب : فرهنگی واجتماعی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic