اخضرات ادرس که دیدگاه سیاسی، دینی ، اجتماعی و فرهنگی را نشر می کند. نظرات سالم شما بنده راکمک خواهد کرد .
تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-12:58 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام: بخش پنجم

بخش پنجم

درمان‌ فقر و پیش‌گیری‌ از آن‌ پس‌ از شناسایی‌ عوامل‌ مؤثر در فقر افراد و جوامع‌، گام‌ بعدی‌ بررسی ‌راه‌های‌ درمان‌ فقر است‌. در این‌‌جا با دو نگرش‌ به‌ این‌ مسأله‌ می‌پردازیم‌.

نگرش‌ اول‌، نگاهی‌ كوتاه‌‌مدّت‌ و مقطعی‌ به‌ این‌ مشكل‌ است‌ و به‌ سبب ‌وضعیت‌ بسیار ناگوار برخی‌ از تهیدستان‌، به‌ شناسایی‌ و تبیین‌ راه‌های ‌كوتاه‌مدت‌ و ضربتی‌ برای‌ رویارویی‌ با این‌ مشكل‌ می‌پردازد. نگرش‌ دوم‌، راه‌های‌ اساسی‌ پیش‌گیری‌ و درمان‌ فقر را مورد بررسی‌ قرار می‌دهد.

نگرش‌دوم‌ را می‌توان‌ بلندمدت‌ نامید؛ زیرا فقر در طول‌ زمان‌ ایجاد می‌شود و به‌طور طبیعی‌ درمان‌ اساسی‌ آن‌ به‌ زمان‌ و برنامه‌ریزی‌ منظم‌ و دقیق‌ نیاز دارد. البته‌ هدف‌ این‌ مباحث‌ برخورد بامسأله‌ در سطح‌ كلان‌ است‌ و مشكل‌ افراد در ضمن‌ آن‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد.

راه‌های‌ كوتاه‌‌مدت‌ چنان‌كه‌ گفته‌ شد، در این‌ راه‌ها، هدف‌ رسیده‌گی‌ به‌ تهیدستانی‌ است‌ كه‌ در موقعیتی‌ ناگوار به‌سر می‌برند و تأخیر در رسیده‌گی‌ به‌ وضع‌ آن‌ها به‌ ساقط‌ شدن‌آن‌ها از هستی‌ و زیان‌های‌ جبران‌‌ناپذیر می‌انجامد. درمان‌ ضربتی‌ فقر در سه‌مرحله‌ تحقّق‌ می‌یابد.

1ـ گام‌ نخست‌، شناسایی‌ این‌ گروه‌ از تهیدستان‌ است‌. به‌طور طبیعی‌، دراین‌ مقطع‌ نمی‌توان‌ كار دقیق‌ و كارشناسانه‌یی‌ در این‌باره‌ انجام‌ داد. باید ازآمارهای‌ موجود یا راه‌های‌ دیگر، كه‌ در كوتاه‌ترین‌ زمان‌ و با كم‌ترین‌ آثار جنبی‌ نتیجه‌ می‌دهد، بهره‌ برد.

برای‌ مثال‌ می‌توان‌ از پایگاه‌های‌ مطمینی‌ چون ‌مساجد محل،‌ در شناسایی‌ چنین‌ افرادی‌ استفاده‌ كرد. 2ـ گام‌ بعدی‌ تأمین‌ بودجه طرح‌ است‌. برای‌ تأمین‌ بودجه‌، سه‌ راه‌ وجوددارد: الف‌) دولت‌؛ ب‌) وجوه‌ شرعی‌ مانند زكات‌؛ و غیره كمك‌های‌مردمی‌.

3ـ گام‌ سوم‌، رساندن‌ وجوه‌ به‌ تهیدستان‌ شناسایی‌ شده‌ است‌. دراین‌ مرحله ‌نیز باید از مطمین‌ترین‌ و كم‌هزینه‌ترین‌ مسیر استفاده‌ كرد. برخی‌ از نهادهایی‌كه‌ سابقة‌ موفق‌تری‌ در این‌ زمینه‌ دارند، می‌توانند به‌ عنوان‌ بازوی‌ اجرایی‌ و هم‌آهنگ‌ كنندة‌ طرح‌ به‌ كار گرفته‌ شوند.

هم‌چنین‌ مسجدها، كه‌ در شناسایی ‌تنگدستان‌ و گردآوری‌ كمك‌های‌ مردمی‌ نقشی‌ موثر داشتند، می‌توانند دراین‌ مرحله‌ بسیار سودمند باشند؛ یعنی‌ در هر محل‌، می‌توان‌ به‌ یاری‌ افرادنیكوكار و جوانان‌ فعّال‌، كه‌ زیر نظر امام‌ جماعت‌ در هسته‌های‌ مردمی‌سازمان‌دهی‌ می‌شوند، این‌ مهم‌ را انجام‌ داد. البته‌ می‌توان‌ خانواده‌های ‌تنگدست‌ را به‌ افراد نیكوكار معرفی‌ كرد تا عملیات‌ كمك‌رسانی‌ بدون‌ واسطه ‌تحقق‌ یابد.

دربارة‌ شیوة‌ اعطای‌ كمك‌ بین‌ افراد نیز، با توجه‌ به‌ موقعیت‌ و مشكل‌ خاص‌ افراد و نیز وضعیت‌ اقتصادی‌ جامعه‌، راه‌های‌ مختلفی‌ وجود دارد. كمك‌ها می‌تواند نقدی‌ یا غیرنقدی‌ باشند. كمك‌های‌ نقدی‌، با توجه‌ به‌وضعیت‌ افراد، می‌تواند به‌شكل‌ بلاعوض‌ یا وام‌ قرض‌الحسنه‌ باشد. كمك‌های‌غیر نقدی‌ نیز می‌تواند به‌ صورت‌ كالا (خوراك‌ و پوشاك‌ و ...)باشد.

خانه ‌بخشی‌ از فقرا كه‌ در موقعیت‌ اقتصادی‌ ناگواری‌ قرار دارند، درمجتمع‌های‌ مسكونی‌، علاوه‌ بر تسهیل‌ كمك‌رسانی‌ و حل‌ّ مشكل‌ مسكن‌آن‌ها، زمینه‌ را برای‌ درمان‌ اساسی‌ فقرشان‌ فراهم‌ می‌كند.

راه‌های‌ بلندمدت‌ 1ـ راه‌های‌ پیش‌گیری‌ از فقر به ‌طور كلی‌ شیوة‌ اصولی‌ برخورد با هر مشكلی،‌ بستن‌ راه‌ پدید آمدن‌ آن‌است‌؛ چنان‌‌كه‌ همة‌ متخصصان‌ و داکتران اتّفاق دارند كه‌ پرداختن‌ به ‌بهداشت‌ و جلوگیری‌ از پیدایش‌ بیماری،‌ از درمان‌ آن‌ آسان‌تر و مهم‌تر است‌. در مبارزه‌ با مشكل‌ فقر نیز اجرای‌ سیاست‌هایی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ زمینه‌های ‌پیدایش‌ آن،‌ مهم‌ترین‌ گام‌ به‌ شمار می‌آید....

در بحث گذشته‌، در بررسی‌ علل‌ پیدایش‌ فقر در جنبه‌های‌ فرهنگی‌، اجتماعی‌ و اقتصادی‌، عوامل‌ مختلفی‌ را برشمردیم‌. در یك‌ برنامه‌‌ریزی‌سنجیده‌، برای‌ جلوگیری‌ از پدیدة‌ فقر، باید از بین‌ بردن‌ عوامل‌ یادشده‌ مورد توجه‌ قرارگیرد.

الف‌) مقابله‌ با عوامل‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ به ‌طور خلاصه‌، عوامل‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ فقر فردی‌ و اجتماعی‌ عبارت‌‌اند‌ از : 1. تنبلی‌ و عدم‌ استقامت‌ در كار؛

2. بی‌برنامه‌گی‌؛ 3. دیدگاه‌ نادرست‌ دربارة‌ دنیا و آخرت‌؛ 4. خودباخته‌گی‌ و عدم‌ اعتماد به‌ نفس‌؛ 5. ترویج‌ گناه‌ و فساد در جامعه‌؛ 6. اعتیاد، گدایی و اظهار فقر؛

مهم‌ترین‌ گام‌ در جهت‌ زدودن‌ این‌ عوامل‌، انجام‌ دادن‌ كارهای‌ فرهنگی‌ و ارایة‌ تعلیمات‌ صحیح‌ دینی‌ به‌وسیلة‌ متفكّران‌ است‌. تشویق‌ مردم‌ به‌ كار و تلاش‌ و توجّه‌ دادن‌ آن‌ها به‌ آثار دنیایی‌ و آخرتیِ‌ كوشش‌ نیز در این‌ راه‌ بسیار موثّر می‌نماید. بدیهی‌ است‌ كه‌ ایجاد نشاط‌، امید به‌ آینده‌ و استحكام‌ پایه‌های‌عقیدتی‌ در بین‌ جوانان‌، شرط‌ اوّلیه‌ برای‌ گسترش‌ فرهنگ‌ كار و تلاش‌ در جامعه‌ است‌....


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:دوشنبه 9 مرداد 1391-09:06 ق.ظ

گاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام : بخش چهارم


بخش چهارم

فقر تحمیلی‌ بسیاری‌ از افراد در فقر خود نقشی‌ ندارند. این‌ پدیده‌ بر آن‌ها تحمیل‌ شده ‌است‌ و آن‌ها ناگزیرند با آن‌ دست‌‌وپنجه‌ نرم‌ كنند. البته‌ گروهی‌ در برابر این ‌عوامل‌ مقاومت‌ می‌كنند و می‌كوشند خود را از چنگال‌ آن‌ برهانند؛ ولی ‌دستة‌ سر تسلیم‌ فرود می‌آورند و واكنشی‌ جدی‌ از خود نشان‌ نمی‌دهند.

منابع‌ دینی‌ انسان‌ را به‌طور جدی‌ به‌ مقاومت‌ در برابر این‌گونه‌ فقر تشویق ‌می‌كند و كسانی‌ را كه‌ به‌ رغم‌ توانایی‌، از مقاومت‌ می‌پرهیزند، مورد سرزنش‌ قرار می‌دهد. این‌ منابع‌، توانایان‌ مقاومت‌گریز را منظلم‌ خوانده‌، سبب‌ تقویت ‌ستم‌كاران‌ می‌شمارد و در مقابل،‌ تلاش‌كننده‌گان‌ در برابر فشار ستمگران‌ را، مظلوم‌ و برخوردار از پاداش‌ می‌داند. مهم‌ترین‌ عوامل‌ این‌ نوع‌ فقر عبارت ‌است‌ از:

الف‌) عوامل‌ طبیعی‌ گاه‌ حوادثی‌ رخ‌ می‌دهد كه‌ شیرازة‌ زنده‌گی‌ها را فرو می‌پاشد و زمینه‌ساز فقری‌ جانكاه‌ می‌شود. مرگ‌ یا معلولیت‌ سرپرست‌ خانواده‌، زلزله‌، آتش‌سوزی‌، سیل‌، سرقت‌ و خشك‌سالی،‌ بخشی‌ از عوامل‌ طبیعی‌ فقر تحمیلی ‌به‌شمار می‌آید.

البته‌ برخی‌ از آیات‌ و روایات‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ بخشی‌ از این ‌حوادث‌ نتیجة‌ كردار انسان‌هاست‌ و بخشی‌ دیگر برای‌ آزمون‌ و ایجاد زمینة‌ ارتقای‌ معنوی‌ آن‌ها طراحی‌ می‌شود. بنابراین‌، نمی‌توان‌ دربارة‌ همة‌ این‌ حوادث‌ یك‌ نوع‌ داوری‌ كرد.

ب‌) عوامل‌ اقتصادی‌ مهم‌ترین‌ عوامل‌ پیدایش‌ فقر تحمیلی‌ را باید در عرصة‌ اقتصاد جست‌وجو كرد؛ و عامل‌ اصلی‌ در بین‌ این‌ عوامل‌، نوع‌ روابط‌ اقتصادی‌ حاكم‌ بر جامعه‌ است‌.

روابط‌ ناسالم‌ اقتصادی‌ بر بسیاری‌ از مردم‌ تأثیر می‌نهد، شكاف‌ طبقاتی‌ میان‌ اقلیت‌ پردرآمد و اكثریت‌ تهیدست‌ را فزونی‌ می‌بخشد و ممكن‌است‌ سرانجام‌ اقتصاد كشور را فلج‌ كند؛

برای‌ مثال‌ اجرای‌ اقتصاد سرمایه‌داری‌ در كشورهای‌ توسعه‌‌نیافته‌ مثل کشور ما، می‌تواند پی‌آمدهای‌ زیان‌باری در پی‌ داشته‌ باشد؛ پی‌آمدهایی‌ كه‌ هر یك‌ از عوامل‌ مهم‌ ایجاد و گسترش‌ فقر به‌ شمار می‌آید. بخشی‌ از این‌ آثار عبارت‌ است‌ از:

1ـ توزیع‌ ناعادلانة‌ ثروت‌ در جوامعی‌ كه‌ ثروت‌ها و منابع‌ طبیعی‌، كه‌ بر اساس‌ آیات‌ قرآن‌ كریم،‌ برای‌ بهره‌برداری‌ همة‌ مردم‌ آفریده‌ شده‌، در اختیار گروه‌هایی‌ خاص‌ قرار می‌گیرد و بسیاری‌ از مردم‌ از آن‌ بی‌بهره‌اند، فقر فراگیر می‌شود و به‌ تدریج‌ فاصلة‌ طبقاتی‌ فزونی‌ می‌یابد.

هرچند خصوصیات‌ شخصی‌ طبقات‌ فقیر، چون‌ تنبلی‌، بی‌كاره‌گی‌، پایین‌ بودن‌ سطح‌ فرهنگ‌ و برخی‌ از عوامل‌ دیگر اقتصادی‌ و اجتماعی‌ در تهیدستی‌ بیش‌تر كم‌درآمدها مؤثر است‌؛ ولی‌ در اكثر موارد، سبب‌ اصلی‌ ستم‌ سرمایه‌دارانی‌ است‌ كه‌ تنها به‌ سود خود می‌اندیشند. خداوند می‌فرماید: «بی‌تردید خداوند هرگز به‌ مردمان‌ ستم ‌نمی‌كند و خود مردم‌ بر خویشتن‌ ستم‌ روا می‌دارند.»

آن‌چه گفته شد، میزان‌ تأثیر بی‌عدالتی‌ در تنگدستی‌ جوامع‌ را نشان‌ می‌دهد. البته‌ منشای نابرابری‌ اقتصادی‌ و پدید آمدن‌ فاصلة‌ طبقاتی‌ را باید در مراحل‌ مختلف‌ قبل‌ از تولید، تولید و توزیع‌ جست‌وجو كرد. اسلام‌ برای‌ برقراری ‌عدالت‌ در این‌ مراحل‌، با در نظر گرفتن‌ استعدادها و تلاش‌ متفاوت‌ انسان‌ها، رهنمودهایی‌ ارایه‌ داده‌ است‌ .

2ـ فقدان‌ امكانات‌ شغلی‌ (بیکاری) بی‌كاری‌ بلای‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ شناخته‌ شده‌یی‌ است‌ كه‌ به‌ از دست‌دادن‌ حیثیت‌ و كاهش‌ تولید و پس‌انداز می‌انجامد و از عوامل‌ مهم‌ّ پیدایش‌ و تشدید فقر شمرده‌ می‌شود. پایین‌ بودن‌ نرخ‌ بی‌كاری‌ از شاخص‌های‌ مهم ‌توسعة‌ یك‌ كشور به‌ شمار می‌آید و به ‌همین‌ جهت‌، ایجاد فرصت‌های‌ شغلی ‌برای‌ جوینده‌گان‌ كار، یكی‌ از اهداف‌ سیاست‌های‌ اقتصادی‌ است‌....

البته‌ چنان‌كه‌ در فقر ارادی‌ اشاره‌ شد، برخی‌ از افراد، به‌رغم‌ وجود امكانات‌ شغلی‌، به ‌سبب‌ تنبلی‌ یا نداشتن‌ تخصّص‌ لازم‌ بی‌كار اند. 3ـ ضعف‌ مدیریت‌ و تخصّص‌ نیروی‌ انسانی‌ یكی‌ از علل‌ عمدة‌ فقر كشورها و جوامعی مثل افغانستان، فقدان‌ مدیریت‌ متخصّص‌ و كاردان‌ در امور اقتصادی‌ است‌ و چه‌ بسا از این‌ طریق،‌ زیان‌های‌ فراوانی‌ به‌ شهروندان این کشورها وارد می‌شود...



ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1391-09:05 ق.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام : بخش سوم


بخش سوم د)

رخت‌ بربستن‌ صفات‌ پسندیده‌ انسان‌های‌ نیازمند، به‌سبب‌ تزلزل‌ روحیه‌یی‌ كه‌ دارند، اغلب‌ گرفتار ضعف‌ شخصیت‌ شده‌، به‌تدریج‌ خصلت‌های‌ والای‌ خود را از دست‌ می‌دهند و به‌ بعضی‌ از صفات‌ ناپسند مبتلا می‌شوند؛ برای‌ مثال‌ وقتی‌ نیازمندی‌ می‌بیند كسی‌ سخن‌ راستش‌ را باور نمی‌كند، كم‌كم‌ در برابر دروغ‌گویی‌ بی‌تفاوت‌ می‌شود.

3ـ آثار اجتماعی‌ میان‌ محرومیت‌های‌ اقتصادی‌ و مسایل‌ فرهنگی‌ ـ اجتماعی،‌ پیوندی ‌مستحكم‌ وجود دارد. آثار گونه‌گون‌ فقر در هنجارهای‌ جامعه‌ نیز تأثیر می‌گذارد.

مهم‌ترین‌ اثر اجتماعی‌ فقر كه‌ خود به‌ آثار دیگر می‌انجامد، ضعف ‌شخصیت‌ تهیدستان‌ است‌. فقیران‌، به‌ سبب‌ برخوردار نبودن‌ از امكانات‌ مادّی ‌و موقعیت‌ اجتماعی‌، در جامعه‌ مورد تحقیر قرار می‌گیرند؛ اگر حقّی‌ از آن‌ها پایمال‌ شود، كسی‌ گفتارشان‌ را نمی‌پذیرد. بنابراین‌، قدرت‌ دفاع‌ از حق‌ّ خود را از دست‌ می‌دهند و ناامید به‌ انزوا روی‌ می‌آورند.

حضرت‌ علی ‌(ع) در این‌باره‌ می‌فرماید: تهیدست‌ كوچك‌ شمرده‌ می‌شود، سخن‌ وی‌ را نمی‌شنوند و جایگاه‌ او را نمی‌شناسند. و در فرازی ‌دیگر از گفتار خویش‌ می‌فرماید: اگر فقیر راست‌گو باشد، او را دروغ‌گو می‌پندارند. آن‌چه‌ گذشت‌، آثار اجتماعی‌ فقر را در شخص‌ فقیر نشان‌ می‌دهد. این‌ آثار در صحنة‌ اجتماع‌ بسیار خطرناك‌تر و ویران‌گرتر است‌.

بخشی‌ از این‌ آثار كه‌ به‌ طور عمده‌ زاییدة‌ عقده‌های‌ روحی‌ و تحقیرهای‌ اجتماعی‌ و سلب‌ شخصیت‌ تهیدستان‌ شمرده‌ می‌شود، عبارت‌ است‌ از: بالارفتن‌ آمار جرایم‌ و بزهكاری‌ حتّا‌ در میان‌ كودكان‌ و نوجوانان‌، طلاق، اعتیاد، فحشا، دزدی ‌ و ولگردی‌.

4ـ آثار سیاسی‌ فقر و محرومیت‌ سبب‌ می‌شود تهیدستان‌ در برابر دولت‌مردان‌ احساس‌ كینه ‌و دشمنی‌ كرده‌، در اجرای‌ برنامه‌های‌ دولت‌ كارشكنی‌ كنند. هرچند این‌گروه‌ها از موقعیت‌ اجتماعی‌ بی‌بهره‌اند؛ ولی‌ بدان‌ دلیل‌ كه‌ بیش‌تر مردم‌ را شكل‌ می‌دهند،

رضایت‌ آن‌ها موجب‌ مستحكم‌ شدن‌ پایه‌های‌ حكومت‌ و ناخشنودی‌ آن‌ها سبب‌ فروپاشی‌ آن‌ می‌شود. هر گاه‌ مردم‌ فقیر به‌ حكومت‌خود اعتقاد و اعتماد نداشته‌ باشند، به ‌ساده‌گی‌ بازیچة‌ گروه‌های‌ مخالف ‌دولت‌ می‌شوند و در برابر مزدی‌ ناچیز، مقاصد آنان‌ را اجرا می‌كنند.

عوامل‌ فقر برای‌ درمان‌ فقر و پیش‌گیری‌ از آن‌، نخست‌ باید ریشه‌های‌ آن‌ را شناخت‌. در این‌جا، ریشه‌های‌ فقر را در دو بخش‌ «فقر انتخابی‌« و «فقر تحمیلی‌« به بررسی‌ می گیریم.

فقر انتخابی‌ (ارادی‌) فقر انتخابی‌ یعنی‌ آن‌كه‌ خود فقر، مراد شخص‌ باشد یا به ‌سبب‌ عواملی‌ كه‌ او در ایجاد آن‌ها نقش‌ داشته‌، پدید آید. فقر انتخابی‌، به‌ هر دو تفسیر آن‌، گاه ‌مطلوب‌ و مثبت‌ است‌ و زمانی‌ مذموم‌ و منفی‌.

الف‌) فقر انتخابی‌ مثبت‌ گاه‌ ممكن‌ است‌ شخص‌ در مقطع‌ زمانی‌ خاصّی‌، با در نظر داشتن‌ هدفی ‌والا سختی‌ و مشقّت‌ را تحمّل‌ كرده‌، در زنده‌گی‌ فقیرانه‌ به‌سر برد، چنان‌كه‌ زنده‌گی‌ برخی‌ از دانشمندان،‌ نشان‌دهندة‌ فقر انتخابی‌ و خودخواستة‌ آن‌هاست‌.

ناگفته‌ پیداست‌ این‌ گروه‌ هرگز در پی‌ فقر نبوده‌اند؛ بلكه‌ به‌جهت ‌ترجیح‌ دادن‌ دانش‌ بر رفاه‌ و آسایش‌ مادّی‌ در فقر به‌سر بردند؛ به‌گونه‌یی‌ كه‌ اگر جمع‌ دانش‌ و ثروت‌ بر ایشان‌ ممكن‌ بود، هرگز تن‌ به‌ فقر نمی‌سپردند. گاه‌ گزینش‌ فقر به‌سبب‌ اهداف‌ متعالی‌ الاهی‌ است‌؛ مانند فقر پیامبر اكرم‌ (ص). آن ‌بزرگوار از ثروت‌ فراوان‌ همسرش‌ چشم‌ پوشید و همه‌ را در راه‌ ترویج‌ دین ‌اسلام‌ به‌كار برد.

ب‌) فقر انتخابی‌ منفی‌ گروهی‌، به‌ رغم‌ برخورداری‌ از ثروت‌ یا اسباب‌ فراهم‌ آوردن‌ آن‌، به‌ سبب ‌برداشت‌های‌ نادرست‌ از تعالیم‌ دینی‌ فقر را برمی‌گزینند...



ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:شنبه 7 مرداد 1391-08:10 ق.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام : بخش دوم

بخش دوم

فقر مالی‌ این‌ نوع‌ فقر كه‌ موضوع‌ اصلی‌ بحث‌ ماست‌، فقر مالی‌، فقر اقتصادی‌، فقر معیشتی‌ و محرومیت‌ نیز خوانده‌ می‌شود. برخی‌ از اقتصاددانان‌ در تعریف‌ این ‌نوع‌ فقر می‌گویند: ـ فقر عبارت‌ است‌ از ناتوانی‌ در برآورده‌ ساختن‌ نیازهای‌ انسانی.

ـ فقر عبارت‌ است‌ از عدم‌ برخورداری‌ از حداقل‌ امكانات‌ معاش‌ و یا به‌ تعبیر دیگر، عدم‌ برخورداری‌ از قوت‌ لایموت. ـ فقر یعنی‌ ناتوانی‌ انسان‌ در تأمین‌ حدّ كافی‌ نیازمندی‌های‌ بنیادی‌ خود به ‌منظور رسیدن‌ به‌ یك‌ زنده‌گی‌ آبرومند و شایسته‌ به‌ عنوان‌ شرط‌ لازم‌ در رسیدن‌ به‌ سوی‌ كمال‌.

با توجّه‌ به‌ تعریف‌های‌ فوق، برای‌ شناخت‌ دقیق‌ فقر باید نیازهای‌ اوّلیه‌ و اساسی‌ انسان‌ مشخص‌ شود. در این‌باره‌ نیز تعریف‌های‌ گوناگونی‌ وجود دارد. گروهی‌ اموری‌ را كه‌ فقدان‌ آن‌ها سبب‌ از بین‌ رفتن‌ هستی‌ افراد می‌شود، نیازهای‌ اساسی‌ بشر می‌دانند؛ و دسته‌یی‌ نیازها را بر اساس‌ سطح‌ متوسّط ‌زنده‌گی‌ در جامعه‌ تعیین‌ می‌كنند.

بر اساس‌ معیار اوّل،‌ فقط‌ اساسی‌ كسانی‌ كه‌ در مرز گرسنه‌گی‌ و مرگ‌ قرار دارند، فقیر شمرده‌ می‌شوند؛ امّا معیار دوّم‌، گسترة‌ وسیع‌تری‌ دارد.

از سوی‌ دیگر، حداقل‌ نیازهای‌ مردم‌، در مكان‌ها و زمان‌های‌ مختلف‌، متفاوت‌ است‌. بسیاری‌ از كالاهایی‌ كه‌ در كشورهای‌ توسعه‌یافته‌ نیاز اوّلیه‌ شمرده‌ می‌شود،

در برخی‌ از كشورها تجملی‌ تلقی‌ می‌گردد. چنان‌كه‌ ممكن‌ است‌ كالایی‌ در یك‌ زمان‌ تجمّلی‌ به‌ شمار رود؛ ولی‌ در زمانی ‌دیگر، ضروری‌ شمرده‌ شود. بر اساس‌ اختلاف‌ نظر در مفاهیم‌ یاد شده‌، درادبیات‌ اقتصادی‌ دو نوع‌ فقر تعریف‌ شده‌ است‌:

1ـ فقر مطلق‌ هرگاه‌ شخصی‌ از تأمین‌ نیازهای‌ اوّلیة‌ زنده‌گی‌ خود و افراد تحت ‌سرپرستی‌اش‌ ناتوان‌ باشد و به‌ عبارت‌ دیگر، از آن‌ میزان‌ مواد یا پروتیینی‌ كه ‌برای‌ ادامة‌ حیات‌ سالم‌ لازم‌ است‌ برخوردار نباشند، دچار فقر مطلق‌ است‌.

با توجّه‌ بدین‌ تعریف‌، امروزه‌ بخش‌ عظیمی‌ از افراد جهان‌ در فقر مطلق‌ به‌سر می‌برند. حدود 180 میلیون‌ كودك‌ در جهان‌، به‌ ویژه‌ در جنوب‌ شرقی‌آسیا، از سوءتغذیه‌ رنج‌ می‌برند، و سالانه‌ 5 میلیون‌ كودك‌ در جهان‌ به‌ سبب ‌كمبود مواد غذایی‌ جان‌ خود را از دست‌ می‌دهند.

همین‌ تعبیر را در سطح ‌كلان‌ و برای‌ جوامع‌ نیز می‌توان‌ به‌ كار برد؛ یعنی‌ هرگاه‌ درآمد سرانة ‌جامعه‌یی‌ از حدّ لازم‌ برای‌ تأمین‌ چنین‌ نیازهایی‌ كم‌تر باشد، این‌ جامعه‌ در فقر مطلق‌ به‌‌سر می‌برد.

2ـ فقر نسبی‌ ممكن‌ است‌ گروهی‌ از افراد یك‌ كشور از توانایی‌ لازم‌ برای‌ تأمین ‌نیازهای‌ اوّلیة‌ زنده‌گی‌ برخوردار باشند؛ ولی‌ به‌ لحاظ‌ این‌كه‌ درآمد و سطح‌ زنده‌گی‌ آنان‌ از متوسط‌ درآمد جامعه‌ پایین‌تر است‌، در فقر نسبی‌ به‌ سر برند.

هم‌چنین‌ هرگاه‌ درآمد جامعه‌یی‌ از سطح‌ متوسط‌ درآمد كشورهای‌ جهان ‌پایین‌تر باشد، آن‌ كشور، در سطح‌ كلان‌، در فقر نسبی‌ به‌ سر می‌برد. هرچند نیازهای‌ اساسی‌ خود را تأمین‌ كند. باید گفت که فقیر در اسلام،‌ طبق‌ معیار دوم‌ تعریف‌ شده‌ است‌.

دیدگاه‌های‌ مختلف‌ دربارة‌ فقر از آن‌جا كه‌ آدمی‌ پیوسته‌ با فقر و آثار ناشی‌ از آن‌ درگیر بوده‌ است‌، ادیان‌ و مكاتب‌ مختلف‌ دربارة‌ آن‌ اظهار نظر كرده‌اند.

فقر از نظر ماركسیست‌ها‌ در نظر ماركسیست‌ها فقر از تناقض‌ میان‌ ابزار تولید و روابط‌ تولید ناشی‌می‌شود؛ یعنی‌ هرگاه‌ روابط‌ تولید، متناسب‌ با تكامل‌ ابزار تولید تغییر نكن، مشكلات‌ اقتصادی‌ فراوان‌ مانند فقر پدید می‌آید. ماركس‌ دربارة‌ پدیدة‌ فقر در زمان‌ خود می‌گوید:

“اگر مالكیت‌ خصوصی‌ حتا‌ به‌ صورت‌ محدود وجود داشته‌ باشد، این‌ مسأله ‌ناگزیر به‌ فقر می‌انجامد.” او در رد نظریة‌ پرودن‌ كه‌ می‌گفت‌ برای‌ بهبود اوضاع‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ سرمایه‌داری‌ باید توسعة‌ مالكیت‌ صنایع‌ محدود شود و برای‌ بهبود وضع‌ اقتصادی‌ كارگران،‌ باید قوانین‌ كار اصلاح‌ گردد، می‌گوید:

“برای‌ از بین‌ بردن‌ فقر، باید نظام‌ سرمایه‌داری‌ را از بین‌ برد، نه‌ این‌كه‌ برای ‌اصلاح‌ آن‌ به‌ خواب‌ و خیال‌ متوسّل‌ شد.” ماركس‌ هم‌چنین‌، در این‌باره‌ كه‌ چه‌گونه‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ به‌ فقر می‌انجامد، می‌گوید:

“از آن‌جا كه‌ جامعة‌ سرمایه‌داری‌ بر انگیزة‌ سود استوار است‌ و سرمایه‌داران‌ مالك‌ ابزار تولید هستند، در وضعی‌ قرار می‌گیرند كه‌ می‌توانند كارگران‌ را استثمار كنند.”

فقر از نظر اسلام‌ در نظام‌ اقتصادی‌ اسلام‌، برخلاف‌ نظام‌ سرمایه‌‌داری‌ و ماركسیستی‌، فقر از كمبود منابع‌ طبیعی‌ یا نهاد مالكیت‌ خصوصی‌ برنمی‌خیزد. هرگاه‌ این‌ نظام‌ محقّق‌ گردد و از پیدایش‌ عوامل‌ فقر جلوگیری‌ شود، این‌ پدیده‌ به‌طور كلّی ‌رخت‌ برمی‌بندد؛ زیرا بر اساس‌ نصوص‌ دینی،‌ منابع‌ اوّلیۀ‌ مورد نیاز همة ‌انسان‌ها در طبیعت‌ وجود دارد؛....


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 

تاریخ:جمعه 6 مرداد 1391-04:40 ب.ظ

نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اســلام:

این تحقیق طی چند شماره درروزنامه خوبی مانده گار نشر شده ، خواستم در وبلاگ  اخضرات نیز نشر شود:

سید قاسم اخضراتی

بخش نخست نشر شده..

تبیین‌ ماهیت‌ فقر

برای‌ شناسایی‌ ماهیت‌ پدیدة‌ فقر به‌ بررسی‌ آن‌ از منظر اهل‌ لغت‌، مفسران‌، فقیهان‌، فیلسوفان‌ و عارفان‌ می‌پردازیم‌. بدیهی‌ست‌ هر یك‌ از این ‌گروه‌ها، با توجه‌ به‌ تخصّص‌ خویش‌، از زاویه‌یی‌ ویژه‌ به‌ فقر نگریسته‌اند. فقر در منظر اهل‌ لغت‌

لغت‌شناسان‌ برای‌ فقر معانی‌ بسیار ذكر كرده‌اند. بخشی‌ از این‌ معانی‌ عبارت ‌است‌ از: تنگدستی‌، تهیدستی‌، پریشانی‌، شكستن‌، كنده‌كاری‌ كردن‌. اما آن‌چه‌ در این‌ تحقیق‌ مورد نظر ماست؛ تنگدستی‌ و تهیدستی‌ است‌ كه‌ از دیگر معانی‌ مشهورتر می‌نماید.

افزون‌ بر این‌ لغت‌شناسان‌، شخص مبتلا به‌ درد كمر و یا شكسته‌گی‌ ستون‌ فقرات ‌را فقیر نگاشته‌اند. بر این‌ اساس‌، تهیدست‌ را فقیر می‌خوانند؛ زیرا ستون‌ فقرات‌ توانایی‌اش‌ شكسته‌ است‌.

فقر در نظر مفسران‌ علاّمه‌ طباطبایی‌ نخست‌ مانند اهل ‌لغت‌ فقیر را تهیدست‌ معنا می‌كند. سپس‌ به‌ مقایسة‌ واژۀ‌ فقیر و مسكین‌ می‌پردازد و موقعیت‌ مسكین‌ را دشوارتر معرفی‌ كرده‌، می‌‌گوید:

«مسكین‌ تنها نادار را نمی‌گویند، بلكه‌ به‌ كسی‌ می‌گویند كه‌ علاوه‌ بر آن‌ دچار خواری‌ و ذلت‌ هم‌ باشد؛ یعنی‌ فقرش‌ به‌ حدی‌ برسد كه‌ مثلاً مجبور شده‌، ازآبروی‌ خود مایه‌ گذاشته‌، دست‌ احتیاج‌ نزد دیگران‌ دراز كند.» فقر در نگاه‌ فقیهان‌

چون‌ فقیران‌ در شمار اصنافی‌ كه‌ زكات‌ به‌ آن‌ها تعلق‌ می‌ گیرد، جای‌دارند، فقیهان‌ مسالة‌ فقر را از نظر مفهوم‌ و حدود آن‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند.

در نظر آنان‌، ضابطة‌ فقر به‌ عنوان‌ شرط‌ استحقاق زكات‌، كافی ‌نبودن‌ درآمد برای‌ گذران‌ زنده‌گی‌ فرد و افراد تحت‌ سرپرستی‌ وی‌ شمرده‌ می‌شود. از این‌ ملاك‌، درمی‌یابیم‌ فقر مورد توجه‌ آن‌ها، فقر نسبی‌ است‌؛

چنان‌كه‌ شیخ‌ طوسی‌ در «نهایه‌« می‌‌فرماید: كسی‌ كه‌ زنده‌گی‌اش‌ باپنجاه‌ درهم‌ می‌گذرد، زكات‌ بر او روا نیست‌؛ اما كسی‌ كه‌ با داشتن‌ 700 درهم‌ نمی‌تواند به‌ خوبی‌ زنده‌گی‌اش‌ را اداره‌ كند، می‌‌تواند زكات‌ بگیرد.

آن‌چه‌ از كلام‌ فقیهان‌، دربارة‌ حدّ فقر و ملاك‌ پرداخت‌ زكات‌، می‌توان‌ استفاده‌ كرد، چنین‌ است‌: 1ـ كسانی‌ كه‌ به‌‌رغم‌ داشتن‌ سرمایة‌ كسب‌ یا اشتغال،‌ از درآمد كافی‌ برای‌ مخارج‌ زنده‌گی‌ در حد متعارف‌ بی‌بهره‌اند، فقیر اند.

2ـ آنان‌ كه‌ قدرت‌ تأمین‌ هزینه‌های‌ روزمره‌ دارند، امّا از تهیة‌ خانه، لوازم‌ خانه‌، مخارج‌ ازدواج‌ و مانند آن‌ ناتوان‌اند، می‌توانند به‌ قدر نیاز از زكات ‌بهره ‌گیرند.

3ـ كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ ناتوانی‌ جسمی،‌ قدرت‌ كار و كسب‌ درآمد ندارند، فقیر شمرده‌ می‌شوند. 4ـ آنان‌ كه‌ با داشتن‌ مهارت‌، به‌ سبب‌ نداشتن‌ ابزار كار و سرمایه‌، كار مناسب‌ ندارند و نیز كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ دانش‌ نمی‌توانند درآمد به‌دست‌ آورند، می‌توانند از زكات‌ استفاده‌ كنند. البتّه‌ گروهی‌ می‌گویند:

دانشجو وقتی‌ می‌تواند از زكاتی‌ كه‌ سهم‌ فقیران‌ است‌، بهره ‌گیرد كه‌ دانش‌اندوزی‌ بر وی‌ واجب‌ عینی‌ یا كفایی‌ باشد. در غیر این‌ صورت‌، اگر در تحصیل ‌قصد قربت‌ داشته‌ باشد، می‌تواند از سهم‌ سبیل‌اللّه‌، كه‌ یكی‌ دیگر از موارد مصرف‌ زكات‌ است‌، استفاده‌ كند.

فقر در نگاه‌ فیلسوفان‌ و عارفان‌ در دیدگاه‌ فیلسوفان‌ و عارفان‌، جز خداوند، همة‌ موجودات‌ جهان‌ فقیر و نیازمند اند. خداوند تنها موجود بی‌نیازی‌ است‌ كه‌ از توانگری‌ ذاتی‌ برخورداراست‌.

فقر را از جنبه‌های‌ مختلف‌ می‌توان‌ مورد بررسی‌ و مطالعه‌ قرار داد. اما آن‌چه ‌در این‌ كنكاش‌ مورد نظر است‌، فقر مالی‌ است‌؛ ولی‌ به‌ سایر جنبه‌های‌ آن‌ نیز اشارتی‌ خواهیم‌ داشت.

فقر جسمی‌ شخصی‌ كه‌ نقص‌ عضو دارد، دچار فقر جسمی‌ است‌؛ بدین‌ ترتیب‌، معلولان‌ در شمار فقیران‌ جای‌ دارند؛ هرچند از ابعاد دیگر در درجات‌ بالایی ‌از توانگری‌ باشند. البته‌ چنین‌ فقری‌ اغلب‌ به‌ فقر مالی‌ نیز می‌انجامد.

فقر فرهنگی‌ بی‌تردید خرد یكی‌ بزرگ‌ترین‌ نعمت‌های‌ خداوند متعال‌ است‌. چنان‌كه‌ حضرت‌ علی ‌(ع) می‌فرماید: هیچ‌ نعمتی‌ از عقل‌ برتر نیست‌؛ ولی‌ برخی‌ ازانسان‌ها از این‌ نعمت‌ بزرگ‌ بی‌بهره‌ یا كم‌ بهره‌اند. عقل‌ مراتب‌ مختلفی‌ دارد. گروهی‌ از پایین‌ترین‌ مرتبة‌ آن‌ یعنی‌ توان‌ درك‌ نیز بی‌بهره‌اند...


ادامه مطلب

نوع مطلب : اقتصادی 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic